بازهم نقض حقوق بشر ايران
شايد به
باور برخي از روشنفکران و يا سازمان هاي حقوق بشري که سالهاست اخبار نقض
حقوق بشر ايران را دنبال مي کنند نظام جمهوري اسلامي را يک نظام بي نظم
تصور کنند و تمام اوضاع آشفته آن را بر حساب عدم مديريت صحيح توسط
کارگزاران آن معرفي کنند .
اما اين مجموعه که در طي سالهاي گذشته که موارد نقض حقوق بشر در ايران را
به صورت منظم پيگيري مي کند در خصوص اين بي نظمي اعلام مي نمايد که در پشت
بي نظمي موجود نظمي سازمان يافته وجود دارد که براي تشديد روند سرکوب
ايجاد شده است و تا کنون کسي به دليل بي نظمي در دستگاه هاي حاکميت از
زندان هاي ايران آزاد و يا از دادگاه هاي ايران تبرئه نشده است .
در حالي که خانواده هاي سه تن از دانشجويان پلي تکنيک قرار وثيقه هاي
سنگين 80 ميليون توماني جهت آزادي فرزندان خود تهيه کرده اند و ثانيه
شماري براي آزادي عزيزانشان مي کنند با کارشکني هاي عمدي مسئولين زندان
آقايان احمد قصابان ، احسان منصوري و مجيد توکلي همچنان در زندان اوين
نگهداري مي شوند .
لذا بدين جهت ضمن محکوم کردن عمل غيرانساني دستگاه هاي امنيتي و اطلاعاتي
خواستار آزادي فوري و بي قيد و شرط سه دانشجوي زنداني که بي گناهي آنها از
سوي دادگاه هاي غير مستقل حاکميت نيز عنوان شده است را خواهانيم.
منبع : فعالان حقوق بشر در ایران
2
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
حمايت دانشجويان زنداني از اعتصابيون گوهردشت
اتفاقات
چند روز اخير زندان رجايي شهر بار ديگر مجال تکرار بيان مطالبات بر حق
زندانيان با توجه به وضعيت اسفبار زندان ها ي ايران را فراهم آورد خبر هاي
رسيده از اعتصاب غذا و اعتراض در زندان رجايي شهر در گوشه اي از اعتراضات
موجود به اتفاقات ناگوار و بي قانوني ها و عدالت کشي هاي سازمان زندان ها
و دستگاه قضايي است اگر چه قوانين نا عادلانه موجود و نگاه هاي مقرضانه
موجب گرديده که زندان ها از انسان هاي بي گناه پر گردد و زندگي افراد و
خانواده ها را نابودي کشاند و سلامت جامعه را دچار خطر سازد اينکه انتظار
مي رفت که سلامت اخلاقي وجود وجدان انساني مانع از رفتار هاي خلاف قانون و
غير انساني گردد با کنترل و نظارت بر ضابطان قضايي در امور زندان ها درد و
رنجي مضاعف بر زندانيان وارد نگردد ورود استعمال مواد مخدر نبود فضاي کافي
براي زندانيان نبود امکانات لازمه حيات اجتماعي و فرهنگي چنان عادي
مينمايد که توسط مسئولين قضايي کشور تائيد مي گردد.
ولي
عدم تفکيک جرايم چنان بديهي است که هيچ کس در رد آن سخني نمي گويد با وجود
پيگيري هاي مستمر در چند سال اخير ثمري نبخشيده است و حتي در مواردي چون
مسائل سياسي همه تلاش در قرار دادن زندانيان سياسي در فضاهاي نامناسب و در
ميان زندانيان ساير جرايم حتي قتل و مواد مخدر صورت ميگيرد که در کنار
وجود فشار ها و شکنجه هاي موجود بر روند پرونده هاي سياسي نشان از خواست و
اراده اي خسمانه دارد که در مورد تمامي زندانيان چند سال اخير به وفور
شاهد آن بوده ايم.
تبعيد کردن ساير زندانيان به بند هاي نا مناسب فشار هاي روحي و رواني ضرب
و جرح و شکنجه هاي جسمي و جدا سازي زندانيان بر فضاهايي که امکان حضور در
کنار هم در قالب تفکيک جرايم وجود دارد بي ترديد بر حقانيت اعتراضات دکتر
مصطفي علوي ، مهرداد لهراسبي ، بهروز جاويد تهراني و بابک دادبخش مهر
تائيد مي نشاند.
حال بيان اين مسئله که اعتراضات اين بزرگواران در فضايي صورت گرفته که در
اقداماتي غير انساني مسئولن و زندانبانان زندان رجايي شهر در سرد ترين
روزهاي سال و قطع سيستم گرمايشي زندان رجايي شهر پرداخته اند و با قطع
جيره غذايي زندانيان ددمنشي روح غير انساني اعمال خود را به نمايش گذاشته
اند مجال تائيد و حمايت بيشتر را فراهم مي نمايد .
حال لازم دانستيم با اعتراض به رفتار هاي غير انساني و غير اخلاقي صورت
گرفته در زندان رجايي شهر خواهان رسيدگي فوري مسئولين ذي صلاح به مشکلات
موجود و توجهات خاص مطالبات طرح شده زندانيان بويژه رعايت تفکيک جرايم و
توجه به رعايت حداقل ملزومات حيات انساني باشيم بي ترديد حساسيت اذهان
عمومي و توجه فعالان حقوق بشر و پيگيري نهادهاي بين المللي در کنار
اقدامات و اعتراضات هر انسان آزاده مي تواند تسريع کننده بهبود وضعيت
اسفبار فعلي باشد.
به اميد آزادي بهروزي
1-مجيد توکلي ( دانشجوي دانشگاه امير کبير محبوس در اندرزگاه 8 سالن 8 زندان اوين)
2-احسان منصوري ( دانشجوي دانشگاه امير کبير محبوس در اندرزگاه 8 سالن 8 زندان اوين )
3-احمد قصابان ( دانشجوي دانشگاه امير کبير محبوس در اندرزگاه 7 سالن 1 زندان اوين )
4-ابوالفضل جهاندار ( عضو سابق ادوار تحکيم وحدت محبوس در اندرزگاه 7 سالن 4 اوين )
منبع : فعالان حقوق بشر در ایران
2
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
چرا دانشجویان تا کنون آزاد نشده اند
فرارسیدن ایام تاسوعا،عاشورای حسینی و پیروزی خون بر شمشیر را تسلیت عرض می کنیم.
این سئوالی است که این روزه ها خیلی ها میپرسند اما به راستی چرا؟
اما صحبت ها ونظرات خانواده ها
برای اینکه خواصت های فرای عدالت در پرونده حاکم شده وکسانی که این پروژه را آغاز کردند هدفشان سرکوب دانشجویان بود . نشان آن هم تعداد باز داشت شدگان از اردیبهشت ماه سال جاری تا کنون است. در حال حاضر هم جنگی که میان قوه قضایئه و اطلاعات (دولت) به عنوان ارگانی که این پروژه را دنبال می کرد بالا گرفته وچند دانشجوی بی گناه و خانواده های آنان قربانی این جنگ قدرت شده اند.
البته باید گفت برای کسانی که در طول این چند ماه دانشجویان راشکنجه کردند تا آنان را وادار کنند تا به کار نکرده اقرار کنند بسیار گران تمام شد . فراموش نکنیم که این مسئله تا به آنجا پیش رفت که علی رغم دستور ریاست قوه قضایئه که قرار بود دانشجویان با قرار وثیقه آزاد شوند را با برنامه های عجیب غریبی که شروع کردند .(که در زندان اوین چیزی به نام سلول و بند نمی باشد اینجا بهترین جای دنیا است و....) در زیر حرفها به خاک سپردند . البته نباید از یاد برد پس از اتفاقاتی که به سر دانشجویان امیر کبیر آمد واطلاع رسانی که در این مورد صورت گرفت ( که حتی بعضی از آقایان را هم به خشم آورد ودر یکی از دیدار های که با خانواده ها داشته اند گفته بود که در این مدت که از انقلاب می گذرد کسی جرئت نکرده بود در مورد زندان واتفاقات آن حرفی به زند ) وبازدید آقای آوایی از این بند مخوف که تا به آن زمان اجازه بازدید حتی به نمایندگان مجلس هم داده نشده بود تغییر تحولات بسیاری را به خود دید؛ بندی که هرکس به آن وارد می شد بعد از گذشت مدتی حاضر بود به هر چیزی که به او دیکته می شد اعتراف نمایید ویا حتی در مقابل دوربین تلویزیونی آن را رو خوانی کند.
اما مسئله مهمی که این روزها همگان فراموش کرده اند.وبسیار هم مهم می باشد احکام دادگاه انقلاب می باشد که بر این مبنا صادر گردید که دانشجویان نشریات را چاپ کرده اند . که با توجه به رای دادگاه عمومی وتبرئه این عزیزان از چاپ نشریات اتهامات وارده در خصوص توهین به رهبری ، اقدام علیه امنیت ملی و غیره که در نشریات نوشته شده بود مبرا می باشند وبر این مبنا نمی توان حکمی را صادر کرد زیرا که چنین نشریه ای وجود نداشته است.
در مورد حکم 4 ماه حبس هم دانشجویان با صحبتهای که با خانواده خود داشته اند اعلام کرده اند که در زمان بازجوی های که انجام شد وچه در زمان دادگاه چنین مورد اتهامی در پرونده نبوده و ما نیز هیچ وقت نگفته بودیم که این نشریات را گروه خواصی منتشر کرده بلکه حرف ما حتی قبل از بازداشت شدن این بود که نشریات جعلی می باشد .
در پایان خانواده دانشجویان احمد قصابان،احسان منصوری و مجید توکلی این حق را برای خود محفوظ
می دانند که از تمام کسانی که تا به کنون در راه آزادی عزیزانمان کوتاهی کرده اند اقامه دعوا کنیم.
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
محمد علی دادخواه: این اولین بار است که مسئولان یک زندان از دستور یک قاضی سرپیچی میکنند
سه هفته پس از اعلام حکم برائت سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر از اتهام چاپ نشریات، آنها هنوز در زندان به سر میبرند. وکیل دانشجویان میگوید این اولین بار است که میبیند مسئولان یک زندان از دستور یک قاضی سرپیچی میکنند.
ظاهرا مسئولان زندان اوین به این بهانه که باید دادگاه انقلاب به استعلام آنها پاسخ گوید، از آزاد کردن این دانشجویان سر باز میزنند. خانوادههای این دانشجویان، مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری در نامهای خطاب به ریاست قوه قضائیه خواهان رسیدگی وی به وضعیت بلاتکلیف این دانشجویان شدند.
محمدعلی دادخواه، وکیل دانشجویان میگوید در تمام مدت وکالتش این اولین بار است که میبیند مسئولان یک زندان از دستور یک قاضی سرپیچی میکنند.
دویچه وله: آقای دادخواه، حدود سه هفته از دستور قاضی دادگاه مبنی بر تبرئهی دانشجویان مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری میگذرد و گویا وثیقهی هشتاد میلیونی هم که برای مدت حبسشان در نظر گرفته شده بود تودیع شده است، ولی هنوز دانشجویان آزاد نشدهاند. علت چه هست؟
محمدعلی دادخواه: متاسفانه علیرغم دستور صریح آیین دادرسی مدنی و آیین دادرسی کیفری که باید تصمیمات قضایی بلافاصله اجرا بشود، ما مواجه با یک بیعت تازه شدهایم. اصولا در پیشینهی همهی قوانین کشورها این هست که مهمترین وجه ممیزهی دستور قضایی با دستورات دیگر این است که آن بلافاصله اجرا میشود و دارای ضمانت اجراست. علیرغم این پیشینهی دیرینه، متاسفانه ما مواجهایم با اینکه این دستور دادگاه هنوز اجرا نشده و زندان اوین آنها را آزاد نمیکند.
دویچه وله: علت را شما چه میدانید؟
محمدعلی دادخواه: راستش ما هیچ علت منطقی و اصولی و قانونی در این موضوع تاکنون پیدا نکردهایم ودر طول سالیان متمادی که وکالت کردهام و از دیگران شنیدهام، تا بحال با این موضوع که دستور دادگاه مواجه با عدم اجرا از سوی زندان باشد نبودهام.
دویچه وله: شما وثیقه را دقیقا در چه تاریخی به دادگاه تودیع کردید؟
محمدعلی دادخواه: ما حدود ۲۰ روز پیش وثیقه را تودیع کردیم.
دویچه وله: و این وثیقه برای چه مدت زندانی تعیین شده بود؟
محمدعلی دادخواه: این وثیقه برای یک پروندهی دیگری، که به اصطلاح آنها توهین به رهبری داشتهاند، به این علت تودیع شده است، وگرنه آنها مجازاتشان را کشیدهاند، ۴ماه حبسشان را رفتهاند، از اتهاماتی که به آنها زدهشده تبرئه شدهاند و الان باید آزاد بشوند و هیچ دلیل قانونی در پیش روی ما نیست.
دویچه وله: آیا میزان وثیقه برای هرکدام از دانشجوها هشتاد میلیون بوده است؟
محمدعلی دادخواه: بله، برای هر کدام از دانشجویان هشتاد میلیون بوده.
دویچه وله: و برای هرکدام جداگانه شما این وثیقه را دادهاید؟
محمدعلی دادخواه: بله.
دویچه وله: الان بعنوان وکیل این سه دانشجو، شما باید چه اقدام قانونی صورت بدهید؟
محمدعلی دادخواه: من از دادستان کل کشور تقاضا کردم به علت رعایت و احترام به قانونگرایی و حفظ نظم و رعایت اخلاق حسنه نسبت به این موضوع اقدام جدی بکنند. متاسفانه امکان ملاقات با رییس دادگستری استان فراهم نشد، اما با رییس مجتمع که ملاقات داشتم، ایشان نسبت به همهی این موارد موافق بودند و درصدد این بودند که حتما این دستور دادگاه که ممیزه و صفت اصلی محکمه هست، حتما اجرا بشود. امیدوارم در طی اینروزها اجرا بشود.
دویچه وله: حتما اطلاع دارید که خانوادههای این سه دانشجو نامهای را خطاب به آقای شاهرودی منتشر کردهاند. فکر میکنید این نامه بتواند تاثیر مثبتی در روند این پرونده داشته باشد؟
محمدعلی دادخواه: بلاشک آقای شاهرودی مسئول مستقیم همهی مواردی است که در دستگاه قضایی رخ میدهد و باید نسبت به این موضوع احساس تکلیف و وظیفه بکنند و برای نگهداری چهرهی ممیزه و مشخصهی دستور دادگاه در این زمینه حکم فوری و سریع صادر بکنند. امیدوارم که اینطور مطابق موازین و اصول اقدام بشود.
میترا شجاعی
رادیو آلمان
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه به ریاست محترم قوه قضائیه
از آن رو که اجاز ملاقات با جناب آقای شاهرودی را به خانواده ها ندادند و نمی گزارند که نامه ای به ایشان برسد این نامه را به صورت سر گشاد منتشر می کنیم.
ریاست محترم قوه قضائیه
جناب آقای شاهرودی
با اهدای سلام
حتما از پرونده دانشجویانی که در دادگاه عمومی برائت حاصل کردهاند خرسند شدهاید، زیرا سنت علیبن ابیطالب بر این پایه استوار است که هرگاه متهمی از دام اتهام رها میگردیده ابزار شعف میکرده است.اما متاسفانه باید خدمت جنابعالی اعلام کنیم که دستور دادرس دادگاه شما در موضع آزادی سه جوان دانشجو به مرحله اجرا درنیامده است.
حضرت آیتالله؛
جنابعالی به نیکی واقفید که تمایز دستور قضائی و توصیه اخلاقی در ضمانت اجرای آن است و الا دو صد گفته چون نیم کردار نیست. ما انتظار آن داریم که به پایمردی حفظ حقوق جامعه و در موضع حراست و نگهداری از اصول قانون و در راستای دفاع از حق مظلوم که دادگاه آن را تشخیص داده و اعلام داشته تعطیل و توقف رخ ندهد. بیگمان برای دستگاه دادگستری سرزمین ما وهنآور است که دستور دادرس در زندان که ضابط دادگستری و مکلف به اطاعت از تصمیمات قضائی است با امتناع و انتقاد مواجه شود اگر قرار بود که زندان تصمیمگیر سرنوشت پرونده باشد دادرسان را از زندانبانان انتخاب میکردند و به آنان پست قضائی اعطاء مینمودند.
بیگمان تصمیم جنابعالی در موضع استقرار نظم، حفظ حدود و ثغور صلاحیت و فعالیت اشخاص و تاکید بر استقلال و انفکاک قوه قضائیه بسیار موثر و مثمر است. تاخیر تاکنون نیز هیچ مهمل قانونی ندارد. بنابر مراتب از جنابعالی استدعا دارد در موضع قانونی و تکلیف عظیم دفاع از حقوق افراد اقدام شایسته نسبت به اجرای دستور دادگاه را به مراجع ذیصلاح ابلاغ و اعلام فرمایید.
با تهیت و انتظار اقدام سریع
خانوادههای دانشجویان زندانی منصوری، توکلی، قصابان
۲۲/۱۰/۸۶
رونوشت: جناب آقای آوایی، رئیس کل دادگستری استان تهران
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
حفاظت اطلاعات زندان اوین استفاده احمد قصابان از کتابخانه زندان را ممنوع کرد
خبرنامه امیرکبیر: احمد قصابان، یکی از دانشجویان در بند، به توصیه رئیس حفاظت اطلاعات زندان اوین از این پس حق استفاده از کتابخانه اندرزگاه ۷، محلی که در آن نگه داری می شود، را ندارد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر مسئول حفاظت اطلاعات زندان اوین از مسئولین اندرزگاه ۷ خواسته، امکان استفاده از کتابخانه را از احمد قصابان سلب نمایند. مسئولین زندان هیچ گونه توضیحی در خصوص علت این تصمیم خود نداده اند.
مسئولین اندرزگاه ۷ به دنبال این مسئله، غیرقانونی بودن این درخواست را اعلام کرده و به مسئولین حفاظت اطلاعات زندان گفته اند که از نظر قوانین بند تنها معتادین به مواد مخدر حق استفاده از کتابخانه بند را ندارند، که در پاسخ مسئولین حفاظت اطلاعات بر درخواست خود پافشاری کرده اند.
گفتنی است از زمان دستگیری دانشجویان دانشگاه امیرکبیر مسئولین زندان از هیچ تلاشی جهت ایجاد محدودیت برای این دانشجویان فرو گذار نکرده اند. پیش از آغاز جلسه اول دادگاه عمومی دانشجویان، مسئولین زندان با ترتیب دادن دعوای ساختگی از یکی از زندانیان جهت حمله به دانشجویان و ضرب و شتم ایشان استفاده کردند.
دو هفته پیش نیز احمد قصابان از مجید توکلی و احسان منصوری، که همگی در اندرزگاه ۸ نگه داری می شدند، جدا شد و به اندرزگاه ۷ منتقل شد. در پی این عمل و اعتراض دانشجویان، مسئولین اندرزگاه ۷ با حمله به مجید توکلی و احمد قصابان این دو دانشجو را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.
ممنوعیت استفاده از کتابخانه آخرین محدودیتی است که مسئولین زندان اوین برای دانشجویان زندانی در نظر گرفته اند. احمد قصابان این مسئله را در تماسی که با خانواده خود داشت مطرح کرد.
2
نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
دانشجویان امیر کبیر به حکم 4 ماه حبس اعتراض کردند
دانشجويان دانشگاه امير کبير احسان منصوري ، مجيد توکلي و احمد قصابان که پس از تبرئه از اتهام توهين به مقدسات و توهين به مقامات به چهار ماه حبس به اتهام نشراکاذيب به منظور تشويش اذهان عمومي از طريق انتصاب نشريات دانشجويي مورخ 10/2/86 در دانشگاه امير کبير به بسيج و نهادهاي امنيتي متهم شده بودند در اعتراض به راي اصلاحي شعبه 1043 دادگاه عمومي کيفري مجتمع شهيد قدوسي ، دادخواست تجديد نظر و لايحه اعتراضي خود را به شعبه1043 دادگاه عمومي ارسال نمودند.
در حالي که رياست دادگاه عمومي قاضي جوادي ، از پذيرش اعتراض محمد علي دادخواه وکيل پرونده دانشجويان دانشگاه امير کبير خودداري کرده است و اجازه ملاقات با موکلين جهت دريافت اعتراض ايشان و تحويل اين اعتراض به دادگاه را نيز صادر ننموده بودند ، احسان منصوري و مجيد توکلي با ثبت دادخواست تجديد نظر و لايحه اعتراض در زندان اوين در تاريخ 16/10/86 و ارسال آن به دادگاه ، از وکيل خود خواسته اند که در اعتراض آنها جهت تجديد نظر در حکم صادر شده و تبرئه از اتهام نشر اکاذيب پيگيري گردد .
در لايحه اعتراض منصوري و توکلي با رد اتهام نشر اکاذيب آمده است :
1- در طول دوران بازداشت اين اتهام مطرح نبوده ، تا در دادگاه عمومي به يکباره طرح گرديد.
2-طرح چنين اتهامي در دادگاهي که در پي يافتن عاملين انتشار بوده ، امري عجيب و غير معمول است .
3-قبل از بازداشت هرگز در صحبت ها يا نوشته ها خود مطلبي که مبين انتصاب انتشار نشريات به بسيج و نهاد هاي امنيتي بوده باشد را بيان نکرده ايم .
4-در اقاقير دوران بازجويي که زير فشار و شکنجه بوده نيز ما هرگز اين مسئله را عنوان نکرده ايم و اگر عبارتي نيز مشمول اين امر موجود باشد با رد اين اتهام که واهي بودن آن کاملا مرهون است از دادگاه خواهان ارائه مدارک و مستندات اين اتهام مي باشيم که هرگز چنين مدارکي ارائه نشده است .
5-آنچه که در شعبه 1043 دادگاه عمومي و در دوران بازجويي ها بوده است حدسيات و ذهنيات اينجانبان پيرامون انگيزه ها و توانايي هاي انتشار نشريات توسط گروه هاي مختلف در دانشگاه بوده است و نمي تواند مصداق نشر اکاذيب به منظور تشويش اذهان عمومي باشد .
دادخواست تجديد نظر به حکم دادگاه عمومي دانشجويان دانشگاه امير کبير به شعبه 1043 دادگاه عمومي و کيفري مجتمع شهيد قدوسي ارسال گرديد.
2
نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
چرا فرزندان ما را آزاد نمی کنند
محمد علی دادخواه، حقوقدان و وکیل مدافع مجید توکلی، احسان منصوری و احمد قصابان، سه دانشجوی دربند دانشگاه امیرکبیر به رادیو فردا می گوید در حالی که قاضی دادگاه عمومی دستور آزادی سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر را صادر کرده است، مسئولین زندان اوین از آزاد کردن آنها خودداری می کنند.
آقای دادخواه که به مجتمع قضایی مراجعه کرده ولی موفق به دیدار با رییس دادگاه نشده است، می افزاید: «متاسفانه ریاست دادگاه حضور نداشت و رییس مجتمع قضایی قرار شد با رییس کل دادگستری تهران صحبت کند اما همه دست اندرکاران دادرسی و دادگستری و قضا معتقدند که آزاد نکردن این سه دانشجو گذشته از اینکه تضییع حق شهروندی دانشجویان است، بلکه نوعی اقدام علیه عدالت است که دانشجویی دستور آزادی اش توسط قاضی دادگاه صادر شود اما نهایتا مدیریت زندان از اجرا، پذیرش و قبول دستور قضایی که بالاترین دستور است، سر باز زند.»
آقای دادخواه می افزاید در صورتی که مسوولان اقدام به آزادی این سه دانشجو نکنند، از آنها شکایت خواهد کرد.
وی می گوید: «تصمیم دارم با رییس دادگستری تهران ملاقات کنم و پس از آن از کسانی که به هر نحوی از اجرای دستور دادگاه سرباز زده اند، شکایت کنم.»
محمد علی دادخواه در ادامه می گوید که با توجه به مسوولیتی که برای همه دست اندرکاران دادگستری وجود دارد، قاعده این است که دادستان کل کشور، رییس قوه قضاییه، رییس دادگستری و قاضی که دستور آزادی دانشجویان را صادر کرده اند، نسبت به ادامه بازداشت و عدم آزادی آنها هم حساس باشند.
وی می افزاید: «رییس دادگاه قبلا اعلام کرده بود که دستور آزادی دانشجویان را داده و مسوولین زندان هم تایید کرده اند که آزادی سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر به آنها ابلاغ شده است. زندان ضابط دادگستری است و باید دستورات دادگستری را بدون چون و چرا اطاعت کند.»
تبرئه شدن پس از هشت ماه زندان
مجید توکلی، احسان منصوری و احمد قصابان از اردیبهشت ماه تاکنون به اتهام چاپ و توزیع نشریات دانشجویی که مقامات جمهوری اسلامی می گویند در آن ها به مقدسات اسلام توهین شده است، در زندان هستند. دانشجویان هر گونه ارتباطی با این نشریات را رد کرده و می گویند لوگوی نشریات جعل شده است.
این سه دانشجو پس از تحمل هشت ماه زندان توسط دادگاه عمومی تهران از اتهامات توهین به مقدسات دینی، توهین به حرم اهل بیت مسلمانان، توهین به مراجع تقلید مسلمانان، توهین به مردم شهر قم، توهین به زنان محجبه و جوانان متشرع، توهین به مسوولان نظام جمهوری اسلامی ایران، ریاست جمهوری، وزیر علوم و مسوولین دانشگاه امیر کبیر تبرئه شدند.
به گفته وکیل مدافع این سه دانشجو، خانواده های آنان بنا بر حکم قاضی وثیقه های ۸ میلیون تومانی پرداخت کرده اند و بر پایه قانون پس از پرداخت وثیقه باید پس از ۲۴ ساعت آزاد می شدند.
«چرا فرزندان ما را آزاد نمی کنند»
مادر مجید توکلی در گفت و گو با رادیو فردا با بیان اینکه تهیه این وثیقه برای خانواده های مشکل بود، می گوید:«ما وثیقه را با سختی تهیه کردیم و این مقدار وثیقه را از شخص دیگری قرض کردیم. فرزندان ما بی گناه بودند و تبرئه شدند، نمی دانم چرا از ما وثیقه می خواهند. حالا که وثیقه را پرداخت کرده ایم نمی دانم چرا فرزندان ما را آزاد نمی کنند.»
خانم توکلی در ادامه می گوید در مدت ۹ ماهی که فرزندش مجید توکلی در بازداشت بوده، موفق به دیدار با او نشده است و می افزاید: «فرزندان ما بی گناه هستند، این سه دانشجوی بی گناه که فقط درس می خوانند، ۹ ماه است در زندانند. من اصلا فرزندم را در این ۹ ماه ندیدیم چون نمی توانم مسافرت کنم و از شیراز، محل زندگی مان به تهران بروم. من در این ۹ ماه چشم انتظار بودم، با قلبی شکسته و خسته و با چشمی گریان در خانه نشسته ام و برای مجید دعا می کنم که زودتر آزاد شود.»
مادر مجید توکلی می گوید در این ۹ ماه تنها چند بار با پسرش تلفنی صحبت کرده است و می افزاید: «مجید در تماس های تلفنی مرا دلداری می داد و می گفت که بی گناه است و نشریات جعلی بوده اند و او و دو دانشجوی دیگر در انتشار آنها دست نداشته اند.»
مادر مجید توکلی با اشاره به بی گناهی فرزندش می گوید که از مسوولان می خواهد فرزندش را زودتر آزاد کنند و می افزاید: «من به عنوان یک مادر از مسوولان خواهش می کنم فرزندم را آزاد کنند و نگذارند که مادر پس از ۹ ماه با چشم گریان و دل شکسته به انتظار آزادی فرزندش بنشیند.»
وی در ادامه می پرسد: «دانشجوی بیست ساله مگر چه کرده است که خود و خانواده اش تا این حد عذاب بکشند؟»
محمد علی دادخواه، با اشاره به وضعیت روحی نا مناسب خانواده های این سه دانشجو می گوید: «وقتی عدالت اجرا نشود و تصور ما از دستور دادگاه که دارای ضمانت اجرا است، مواجه با عدم اجرا شود، تشتت فکری و نا آرامی ذهنی برای همه ایجاد خواهد شد. امری که اکنون برای خانواده های این دانشجویان اتفاق افتاده است.»
برخی از فعالان دانشجویی برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان دانشگاه امیرکبیر را نتیجه اعتراض دانشجویان این دانشگاه به محمود احمدی نژاد می دانند.
محمود احمدی نژاد روز بیستم آذر ماه سال ۱۳۸۵ وقتی در دانشگاه امیرکبیر حضور یافت، با اعتراض شدید دانشجویان رو به رو شد و این اعتراض تا آنجا پیش رفت که دانشجویان معترض عکس رییس جمهوری را سوزاندند.
فرین عاصمی
رادیو فردا
2
نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
انتقاد آقای دادخواه از ادامه بازداشت دانشجویان
وکیل مدافع احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان، سه دانشجوی بازداشتشده دانشگاه امیرکبیر از آزاد نشدن موکلانش با وجود صدور دستور ترخیص از سوی قاضی دادگاه عمومی انتقاد کرد.
محمدعلی دادخواه اظهار داشت: با توجه به مسوولیتی که برای همهی دستاندرکاران دادگستری وجود دارد، قاعده این است که دادستان کل کشور، رییس قوهی قضاییه، رییس دادگستری و قاضی که دستور ترخیص دانشجویان را صادر کرده نسبت به عدم ترخیص آنها حساس باشند.
وی با تاکید بر اهمیت ضمانت اجرایی آرای قضایی، ماندن این دانشجویان پس از پایان قرار بازداشت آنها را موجب تضییع حقوقشان عنوان کرد و گفت: اگر ما معتقدیم که حکم جلب و بازداشت باید فورا و به موقع اجرا شود، در مواردی که به نفع متهم است و تکیه بر اصل برائت دارد نیز باید جدیتر باشیم.
2
نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
بلاتکليفي سه دانشجوي امير کبير
بنا بر گزارشات رسيده دادگاه انقلاب از آزادي سه دانشجوي پلي تکنيک سر باز مي زند .
سه دانشجوي پلي تکنيک آقايان احمد قصابان ، مجيد توکلي و احسان منصوري که هم اکنون در زندان اوين به صورت غير قانوني نگهداري مي شود همچنان در بلاتکليفي بسر مي برند .
جوادي که نامه آزادي را صادر کرده است اعلام داشت که عدم آزادي ايشان به وي مربوط نيست از سوي ديگر خانواده هاي ايشان که پيگير کار فرزندانشان هستند تا کنون موفق به ملاقات با مسئولين دادگاه انقلاب نشده اند ، عليرضا آقايي رئيس دادگستري از ملاقات با خانواده ها سرباز مي زند .
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران عدم پاسخگويي قوه قضائيه را محکوم مي کند و خواهان آزادي سه دانشجوي امير کبير مي باشد .
فعالان حقوق بشر در ايران
2
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
با وجود پرداخت وثیقه دانشجویان همچنان در زندانند
برای سه دانشجوی زندانی احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان وثیقه تعیین کردند، اما باوجود پرداخت وثیقه آنان همچنان در زنداناند. مصاحبهای در این مورد با محمدعلی دادخواه، وکیل این دانشجویان
دویچه وله: آقای دادخواه این خبر منتشر شده که سه تن از موکلان دانشجوی شما که در زندان اوین هستند، با اینکه وثیقه تعیین شده برایشان را پرداخت کردهاند، هنوز در زندان به سر میبرند. میتوانید در این مورد توضیحی برای ما بدهید؟
محمدعلی دادخواه: این یک فاجعه بسیار غمباری است و فرزانگی، قانونگرایی و خردمندی ایجاب میکند که تمام دستگاههای اجرایی و دستگاههای قضایی در جهت اجرای قرارها و آرای محاکم اقدام بکنند. اینکه زندان، به هر جهت و هر علتی، از اجرای قرار دادگاه عمومی که مشغول به رسیدگی پرونده بوده، در هیچ نظام قانونمندی پذیرفته نیست. آقای احسان منصوری آقای مجید توکلی و آقای احمد قصابان، این دانشجویان باید با توجه به اینکه وثیقه را پرداخت کردهاند، به فوریت آزاد شوند. زیرا در دیدگاه نظام حقوقی ما این اقدام و ادامه بازداشت دانشجویان در زمره موارد بازداشت غیرقانونی است. هر بازداشتی باید علت قانونی داشته باشد.
دویچه وله: وثیقههای دانشجویان چقدر بوده و کی پرداخت شده است؟
محمدعلی دادخواه: وثیقه هر کدام از آنها ۸۰ میلیون تومان بود و در هفته گذشته پرداخت شد و بوسیله ریاست دادگاه عمومی دستور آزادی آنها از زندان صادر گردیده است.
دویچه وله: پس از صدور دستور آزادی چقدر طول میکشد تا کسی را آزاد کنند. یعنی این دانشجویان کی باید آزاد میشدهاند و نشدهاند؟
محمدعلی دادخواه: حداکثر باید ظرف ۲۴ ساعت بعد از آن ابلاغ آزاد میشدند. اما هنوز آزاد نشدهاند.
دویچه وله در اینجا که مسئول است که هنوز دانشجویان را در زندان نگاه داشتهاند؟
محمدعلی دادخواه: همه کسانی که در این زمینه اهتمام نمیکنند، چه در موضع اجرای حکم، چه کسانی که در مرجع قضایی هستند و با این پرونده سر و کار داشتهاند، مسئولیت مشترک دارند. همه ما در مکلفیم در اجرای قانون و ضمانت اجرایی که قانونگذار برای قانون اعلام کرده است همکاری مشترک داشته باشیم. من امیدوارم که رییس دادگستری و دیگر کسانی که مسئولیت کلان نسبت به این پرونده دارند سریعا در این خصوص اتخاذ تصمیم بکنند تا اولا قانونگریزی به عنوان یک امر شایع پذیرفته نشود و ثانیا حقوق شهروندی و حق بشری و فطری دانشجویان بیش از این در معرض تضییع قرار نگیرد.
کیواندخت قهاری
دویچه وله
2
نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
محمدعلی دادخواه: نگهداری سه دانشجوی دربند پلی تکنیک پس از تودیع وثیقه، خلاف قانون است
وکیل مدافع احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان با بیان این که خانوادههای موکلانش وثیقههای صادره را تودیع کردهاند، نگهداری این دانشجویان را پس از تودیع وثیقه بر خلاف قانون عنوان کرد.
محمدعلی دادخواه اظهار داشت: با توجه به اینکه دادگاه عمومی قرار بازداشت موقت را شکسته و آن را به وثیقه تبدیل کرده و خانوادههای دانشجویان نیز وثیقه را تودیع کردهاند، نگهداری آنها در زندان برخلاف قانون و نوعی تضییع حقوق آنان است.
وی با بیان اینکه آنها باید برابر قانون بلافاصله پس از تودیع وثیقه از زندان آزاد شوند، افزود: همه کسانی که در این زمینه تعلل کنند از نظر قانونی باید پاسخگو باشند.
دادخواه خاطرنشان کرد: دادگاه انقلاب فارغ از رسیدگی در مورد این پرونده است و دادگاهی که اشتغال به پرونده دارد، رسیدگی کرده و برابر ماده ۸ آیین دادرسی مدنی نمیتوان حکم دادگاه را تغییر داد یا از اجرای آن جلوگیری کرد.
وی اظهار امیدواری کرد که رییس دادگستری استان تهران به اجرای شکستن قرار که منجر به برائت دانشجویان شده است، دستور دهد.
2
نوشته شده در شنبه هشتم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
مسئولین زندان اوین به صورت غیرقانونی از آزادی ۳ دانشجوی امیرکبیر خودداری می کنند
خبرنامه امیرکبیر: مسئولان زندان اوین از آزادی مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، سه دانشجوی بازداشتی دانشگاه امیرکبیر، به صورت غیرقانونی جلوگیری میکنند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر ممانعت از آزادی این دانشجویان در حالی صورت میگیرد که وثیقه ۸۰ میلیونی آنها دو روز قبل تودیع شده و قاضی دستور آزادی آن ها را صادر کرده است.
از ابتدای هفته جاری آزادی این سه دانشجو که بیش از ۸ ماه است که در زندان به سر می برند به دلایل مختلف مرتبا به تعویق افتاده است. اخبار رسیده از پیگیری خانواده های این سه دانشجو حکایت از آن دارد که علیرغم تودیع وثیقه و دستور قاضی مبنی بر آزادی این سه دانشجو، مسئولین زندان اوین همچنان از آزادی آن ها سر باز می زنند.
صبح امروز پس از مراجعه مجدد خانواده توکلی، منصوری و قصابان به دادگاه، قاضی پرونده طی تماس مجددی که با مسئولین زندان اوین داشت از ایشان خواست دانشجویان را هر چه سریعتر آزاد کنند. مسئولین زندان به قاضی گفتند در حال تدارک مقدمات آزادی این سه دانشجو هستند.
اما پس از تماس خانواده ها با مسئولین زندان، به خانواده دانشجویان گفته شد از آن جا که دادگاه عمومی برای پرونده ای که دانشجویان در دادگاه انقلاب دارند وثیقه صادر کرده است، نظر مساعد دادگاه انقلاب نیز باید در این مورد اخذ شود. خانواده ها برای اخذ موافقت مسئولین دادگاه انقلاب به این دادگاه مراجعه کردند
مسئولین دادگاه انقلاب در پاسخ به خانواده ها گفتند اساسا چنین چیزی در قانون وجود ندارد و پرونده دانشجویان منجر به صدور رای شده و دادگاه انقلاب در این زمینه فاقد صلاحیت اظهار نظر است. پس از انتقال نظر مسئولین دادگاه انقلاب به مسئولین زندان، مسئولین زندان دست به فرافکنی زده و به صورت غیرقانونی از آزاد کردن دانشجویان خودداری می کنند.
این سه دانشجو هفته گذشته از اتهام انتشار نشریات توهینآمیز در دانشگاه امیرکبیر تبرئه شده بودند.
2
نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
پخش شیرینی در دانشگاه نوشیروانی بابل به مناسبت تبرئه دانشجویان پلی تکنیک
خبرنامه امیرکبیر: جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل یکشنبه، دوم دی ماه ۱۳۸۶، به مناسبت تبرئه دانشجویان پلی تکنیک و آزادی جمعی از دانشجویان بازداشت شده دانشگاه مازندران در روز های اخیر اقدام به پخش شیرینی در دانشگاه کردند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر این دانشجویان تراکت هایی که در آنها عکس دانشجویان امیرکبیر و خبر تبرئه شدن آنها چاپ شده بود را بین دانشجویان پخش نمودند.
قابل ذکر است که طبق حکم صادره توسط دادگاه عمومی برای ۳ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی از اتهام انتشار نشریات موهن به طور کامل تبرئه شدند و دادگاه جعلی بودن نشریات را پذیرفت و با صدور ۸۰ میلیون تومان وثیقه برای هر یک از این دانشجویان مقدمه آزادی آن ها را فراهم نموده است. خانواده این سه دانشجو در حال تهیه وثیقه برای آزاد کردن فرزندان خود پس از گذشت ۸ ماه حبس هستند.
همچنین بنابر اخبار رسیده پنج دانشجوی دانشگاه مازندران به نام حامد محمدی، بهرنگ زندی، حسن معارفی، میلاد معینی و سارا خادمی که بیشتر از سه هفته در بازداشت به سر بردند در روزهای اخیر آزاد شدند.
2
نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
۸۰ میلیون وثیقه برای ۳ دانشجوی امیرکبیر صادر شده است
محمدعلی دادخواه، وکیل سه دانشجوی زندانی دانشگاه امیرکبیردر گفت وگو با روز درخصوص تبرئه موکلین خود از بخشی ازاتهامات منتسب گفت: ”هیچ مقام رسمی و اداره دولتی نمی تواند حکم دادگاه را تغییر دهد و یا از اجرای آن جلوگیری کند.” وی افزود به دلیل پرونده دیگری که این افراد دردادگاه انقلاب دارند، قراربازداشت موقت فک شده وبرای هریک هشتاد میلیون تومان قراروثیقه صادر شده است. متن این مصاحبه در پی می آید.
دادخواه درخصوص تبرئه این سه دانشجو، احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان گفت: ”موکلینم طبق رای دادگاه از اتهاماتی که اعلام شده برائت حاصل کردند منتها چون دادگاه معتقد بود نباید این موارد را به برخی از گروه های دانشجویی منتسب می کردند، برای آنها چهار ماه زندان تعیین کرد که با توجه به اینکه بیش اززمانی که برای آنها تعیین شده درزندان مانده اند ودادگاه دررای خود، صراحتا مدت ایام بازداشت را درمحکومیت احتساب کرده، باید آزاد شوند.” دادخواه درخصوص علت آزاد نشدن این سه دانشجوگفت: “به علت پرونده دیگری، دادگاه قراربازداشت موقت را فک وبرای هرکدام هشتاد میلیون قراروثیقه صادر کرده که امیدواریم اینها بتوانند این وثیقه را تعیین کنند واز زندان آزاد شوند.”
پس از اعلام رای دادگاه در مورد تبرئه دانشجویان یاد شده، روابط عمومی دادگستری تهران اعلام کرد: “متهمان، احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان دارای دو پروندهی مجزا در شعبهی ۱۰۴۳ دادگاه عمومی تهران واقع در مجتمع قضایی شهید قدوسی (ره) و همچنین شعبهی ششم دادگاه انقلاب اسلامی بودهاند.”
در اطلاعیه دادگستری تهران آمده بود: “طبق اعلام روابط عمومی و ارتباطات دادگستری کل استان تهران در نخستین پرونده، نامبردگان مطابق با اعلام نظر قضایی توسط شعبهی ۱۰۴۳ دادگاه عمومی تهران از اتهام توهین به مقدسات برائت حاصل نموده ولیکن در خصوص ردیف اتهامی با عنوان نشر اکاذیب علیه نیروهای بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر و نیروهای امنیتی با عنایت به اقرار و اعتراف صریح و بیشائبهی متهمان موصوف در محضر دادگاه مبنی بر اینکه هیچگونه دلیلی بر اثبات اظهارات خود در خصوص توزیع نشریهی حاوی توهین به مقدسات به شرحی که بدان اشاره شد از سوی بسیج دانشجویی و نیروهای امنیتی ندارند لذا هر یک از آنان به چهار ماه حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم گردیدهاند که حکم صادره بدوی، غیر قطعی بوده و برابر مقررات قانونی قابل تجدیدنظر خواهی است.”
در این ارتباط دادخوه تصریح کرد پرونده ای که دادگاه از آن سخن گفته، جدا ازپرونده ای است که از آن برائت حاصل شده: “این پرونده از قبل بود، منتها یک قسمت از اتهامات در صلاحیت دادگاه انقلاب نبود به همین جهت دادگاه عمومی رسیدگی کرد و ما امیدواریم باتوجه به این رای برائت، بتوانیم دردادگاه تجدید نظر رای مبنی بربرائت این جوانان را بگیریم.”
به گفته وکیل مدافع سه دانشجوی دانشگاه امیر کبیر، که تاکنون هشت ماه را درزندان سپری کرده اند، اتهاماتی که باید دردادگاه تجدید نظر ازآن دفاع کنند “توهین به رهبری واقدام علیه امنیت کشور” است. تاکنون زمان دادگاه تجدید نظر مشخص نشده است.
دادخواه درخصوص وضعیت ادامه تحصیل موکلین خود که تاکنون دو ترم تحصیلی را از دست داده اند گفت: ”قاعدتا چون تبرئه شده اند، نهایتا اتهامی ندارند که درتحصیلشان تاثیری بگذارد.”
وی درپاسخ به این سئوال که برخی از زندانی ها بیشتر ازمدتی که برایشان حکم صادر شود درزندان می مانند، درچنین شرایطی چه اقداماتی می توانند صورت دهند، گفت: “چون دراین مواقع حقوق شهروندی شان نادیده گرفته شده است حق دارند نسبت به این خسارت، که هم مادی وهم معنوی تلقی می شود، طرح دعوی کنند وبه علت حفظ حقوق شهروندی ومسئولیت مدنی ناشی ازاین موارد، خسارات آن مدت را احتساب وازبانیان امر دریافت کنند.” او البته اضافه کرد تاکنون سابقه ای ندارد که چنین اقدامی صورت گرفته باشد.
دادخواه درمورد برخی تلاش ها که گفته می شود ازسوی دادسرای تهران برای محکومیت سه دانشجوی یاد شده صورت می گیرد اظهار داشت: “طبق ماده ۸ قانون آیین دادرسی مدنی هیچ مقام رسمی واداره دولتی نمی تواند حکم دادگاه را تغییر دهد و یا از اجرای آن جلوگیری کند. دادسرا نه توان صدور حکم دارد ونه تغییر حکم. جرم جدیدی را هم دراین مرحله نمی توان اعلام کرد چون این بچه ها مدت هشت ماه در زندان بوده اند وچنین چیزی ممکن نیست.”
وکیل مدافع سه دانشجوی زندانی گفت آخرین باری که موکلین خودرا ملاقات کرده درزمان دادگاه بوده که درآن هنگام روحیه بسیارخوبی داشته وامیدوار بوده اند که دادگاه برائت آنها را اعلام کند چون هیچ خطایی انجام نداده بودند.
2
نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
اولین واکنش حامیان دولت به تبرئه دانشجویان امیرکبیر پس از ۴ روز سکوت
خبرنامه امیرکبیر: اعلام تبرئه دانشجویان امیرکبیر در جریان انتشار نشریات موهن در این دانشگاه، حامیان دولت که بر روی این پروژه سرمایه گذاری زیادی کرده بودند را در شوک فرو برد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر یکی از سایت های حامی دولت روز چهارشنبه هفته پیش به صورت عجولانه ابتدا خبری در این خصوص درج کرد و با ابراز خرسندی از تبرئه دانشجویان، گناه حبس طولانی مدت دانشجویان بیگناه را به گردن اصلاح طلبان انداخت. این سایت پس از گذشت چند دقیقه این خبر را از آرشیو خود حذف کرد.
امروز شنبه، پس از گذشت ۴ روز از اعلام رسمی تبرئه دانشجویان امیرکبیر، حامیان دولت اولین واکنش های خود را در خصوص صدور این حکم نشان دادند. یکی از سایت های حامی دولت در خبری ویژه و درج تصویر سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر، گفت: « رویه جدید قضایی: قهرمان سازی از متهمان!»
این سایت در متن خبر خود، به صورت تلویحی، با ابراز نارضایتی از تبرئه دانشجویان، مدعی شد: «اعلام پر سروصدای خبر بازداشت متهمان پرونده های امنیتی و سپس اعلام تبرئه آنان، رویه جدیدی است که تنها به تجری سایر مجرمان و قهرمان شدن تبرئه شدگان می انجامد. این رویه درخصوص ۲ پرونده امنیتی حسین موسویان و ۳ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر که تقریباً همزمان در اردیبهشت ماه سال جاری دستگیر شده بودند، کلید خورده است. به طوریکه پس از گذشت ۷ ماه ناگهان خبر بی گناهی این متهمان اعلام می شود و متهمان دیروز به قهرمانان امروز تبدیل می شوند. این در حالیست که طی ماههای اخیر اخبار متعددی با ادعای تحت شکنجه بودن این افراد برای اعتراف منتشر شده بود و خانواده های آنان نیز مصاحبه هایی با رسانه های خارجی در تأیید این اخبار ترتیب داده بودند. همچنین شرکت کنندگان در برخی تجمعات صورت گرفته در دانشگاه ها، خواستار آزادی بازداشت شدگان بودند و رسانه های بیگانه نیز سرمایه گذاری ویژه روی این پروژه با هدف القاء اعمال محدودیت دولت علیه دانشجویان کردند. از سوی دیگر اگرچه ادامه بازداشت و صدور حکم علیه افراد بی گناه غیرقانونی و غیراخلاقی است، اما هنوز مشخص نیست چرا زمان نسبتاً زیادی برای اثبات بی گناهی این افراد صرف شده و در این مدت چه مستنداتی به پرونده اضافه شده است که دادگاه حکم برائت صادر کرده است. حکم برائت این ۳ تن در حالی صادر شده است که نشریات متعلق به این افراد پیش از این حادثه نیز نمونه های فراوانی از توهین به مقدسات را درج کرده بودند.» این سایت در ادامه از مسئولین قضایی خواسته است دست اندرکاران اصلی انتشار نشریات موهن را شناسایی و مجازات کند.
همچنین دانشجویی به نام حق شناس، که مسئول جدید بسیج دانشگاه امیرکبیر خوانده می شود، در مصاحبه ای با خبرگزاری مهر گفته است: «بسیج امیرکبیر امشب درباره ماجرای سه دانشجوی امیرکبیر بیانیه ای صادر میکند. بخشی از بیانیه مربوط به مطالبه از قوه قضاییه است که بر این اساس می خواهیم مشخص کند، اگر این سه دانشجو عامل نشرمطالب موهن نیستند، پس چه کسانی مقصر هستند. بسیج هیچ گاه در ارتباط با نشر مطالب موهن در نشریات دانشجویی دانشگاه اتهامی به هیچ کسی وارد نکرده است. بسیج تنها خواستار تعیین عوامل اصلی این جریان است. موضع ما این است که این افراد که تهمت زدند باید عذرخواهی کنند.»
این در حالی است که روز چهارشنبه و پس از پخش خبر تبرئه سه دانشجوی امیرکبیر بسیجیان امیرکبیر در موضع گیری عجولانه ای انتشار این خبر را «شایعه ای جهت ایجاد آشوب در دانشگاه ها» خوانده بودند.
2
نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
به بهانه تبرئه سه دانشجوی پلی تکنیک، مجتبی نجفی
خبر تبرئه سه دانشجوی پلی تکنیکی
از اتهامات وارده مسرت بخش و البته عبرت آموز است. مسرت بخش از آن جهت که
این حکم می تواند آغازی باشد بر آزادی دوستان و پایانی بر رنج و اندوه
مادران و پدرانشان. پایانی بر تشویش و دل نگرانی دوستانشان و شاید آغاز
مسیری دیگر گونه از گذشته برای رهایی یافتگان از بند.
اما عبرت آموز است از آن جهت که این فرصت برای آن ها و
همرهانشان فراهم شود تا نسبت به گذشته اندکی بیشتر تامل کنند و از این
تجربه گرانبها به گونه ای شایسته استفاده کنند. به هر حال زمان می گذرد و
عرصه پر از سنگلاخ سیاست ایران همچنان زندانی معرفی می کند. همچنان چشمان
مادرانی به یاد فرزندانشان گریان است و فرزندانی هستند که امروز در
دیوارهایی سنگین و بلند در تنهایی منحصر به فرد زندان غرق در خود و گذشته
خویش شده اند. در این بازشناسی و خود یابی باید پاسخگوی پرسش های
بازجویانی باشند که تنها مسائل را از جنبه امنیتی آن می نگرند.
اما آزادی این سه دوست آخرین خبر آزادی نخواهد بود. همچنان
که بازداشت دانشجویان چپ آخرین بازداشت نخواهد بود. اما تاریخ آزادیخواهی
ایران سراسر از این داستان هاست که بعضا غرور آفرین هستند. از زمانی که
تحول خواهان ایرانی سعی کرده اند قدرت را مهار و قانون را حاکم کنند؛ شاهد
فداکاری ها و جانبازی های بزرگی بوده ایم که حس خویشاوندی با انسان و
قرابت با همنوع منشا تراوش آنها بوده است و شاید هم، به اعتقاد عده ای،
خودخواهی و میل به معروفیت و مسائلی از این قبیل، و یا اندیشه های
نژادپرستانه و…
اما فرض من بر این است که تلاش های نیروهای آزادیخواه در
بیشتر از صد سال نشات گرفته از حس خویشاوندی به همنوع است. از امیر کبیر و
قائم مقام گرفته تا مدرس و مصدق، تا شریعتی و بازرگان همه و همه در کنار
سایر آزادیخواهان از هر نحله فکری که به تمامیت ارضی و حفظ حقوق انسانی
قائل بوده اند؛ برای رهایی ملت از بند خودکامگی رنج کشیده اند. در دوره
هایی پیروزی هایی نصیب آزادیخواهان شده است و البته شکست های بزرگی که
اکنون نیز تاثیر آن ها در حیات سیاسی اجتماعی ایران مشخص است. این شکست ها
آن قدر سهمگین بوده اند که از پیروزی ها تنها خاطره ای باقی مانده است و
بس.
عقبگردهای وحشتناک چنان بر فضای روند تاریخی حوادث جنبش
آزادیخواهی ما سایه افکنده که برخی را به این باور رسانده که استبداد در
بستر روحی و فکری ایرانی ریشه دوانده و ملت ایران محکوم به پذیرش این جبر
تاریخی هستند. کسانی با اشاره به سرنوشت غرب مدت زمان چند صاله را برای
تحقق مردمسالاری در ایران محتمل دانسته اند؛ تا از این مسیر سرپوشی بر
اشتباهاتشان بیابند.
اکنون در دورانی که روشنفکران ایرانی به نظاره گرانی صرف
تبدیل شده اند خرده حرکت های دانشجویی، اندک تحرک کارگری و اندک تلاش
فرهنگیان و زنان آخرین تیرهای ترکش جامعه مدنی نحیفی است که می توانست
پروار شود. اما بسان تجربه های قبلی نه تنها پروار نشد که رو به احتضار
رفت. اینجاست که دانشجویان، که سوار بر کشتی بی کشتیبان سیاست شده اند،
قربانیان شکست های پی در پی روشنفکرانی شده اند که هنوز در پی اثبات این
نکته اند: دین با دموکراسی سازگار است یا خیر. سنت با مدرنیته سازش دارد
یا خیرو… اما آنها هیچگاه بدرستی پاسخ نداده اند که چرا با گذشت ۱۵۰ سال
از جنبش آزادیخواهی ایران همچنان دموکراسی کالایی نایاب است که عواقب آن
را جامعه ای تحمل می کند که روز به روز در فقر و فساد روزافزون غوطه ور می
شود.
به همان میزان که روشنفکران امروز ما به دام انتزاعی گری و
خیالبافی های ذهنی خود گرفتار شده اند، این واقعیت های بی رحم جامعه بر
متن مردم تحمیل می شود. اگر عده ای همچنان به دنبال معجزه بزرگی به نام
دموکراسی از صندوقهای رای هستند، برخی دیگر در انتظار گشایش اقتصادی هستند
تا از مسیر آن توسعه را به چنگ آورند و به طرز اجتناب پذیری به دموکراسی
دست یابند. اما این که از دل محافل قدرتمند سیاسی و مافیاهای بزرگ اقتصادی
چگونه می توان به توسعه دست یافت خود پرسش بی پاسخی است که گاه به گاه
مطرح می شود.
چالش های جامعه ایران بسیار سنگین تر از آن هستند که این
دوستان تصور می کنند. چالش هایی که می تواند در آینده نه چندان دور تبعات
سنگینی را به ملت ایران تحمیل کند. ارتش دموکراسی خواهی ایران ارتشی از هم
گسیخته است که با ضربات متعدد حریف به فرو پاشی رسیده و دستگیری پی در پی
فعالان اجتماعی اعم از دانشجو، کارگر و فرهنگی آخرین بقایای نیروهای این
ارتش هستند که دفاعی خودجوش را از خود ارائه می دهند؛ دفاعی که در آن از
استراتژی خبری نیست و سازماندهی و ارتباط منسجم با سایر قوا فاقد معنی
هستند.
برهه فعلی سیاست ایران، برهه ای پیچیده است. شاید دوران
تعلیق استراتژی گویاترین واژه برای این دوره است. اما دوران تعلیق هم
قواعد خاص خود را دارد. دوران تعلیق به معنی نظاره کردن وقایع و به انتظار
گشایش خودبخودی فضا نیست. صحیح است که باید از فضاهای بدست آمده به نحو
احسن استفاده کرد اما بدون اراده گرایی حرکتی حاصل نمی شود.
متاسفانه تاریخ معاصر ما بیشتر از آن که تاریخ شعف و شادمانی
از پیروزی های بدست آمده باشد، صحنه حسرت ها و افسوس هایی است که هرازگاهی
از سوی روشنفکران ایرانی ابراز می شوند. روشنفکرانی که در تاریخ صد سال
اخیر پاسداران خوبی برای فتوحاتشان نبوده اند. اکنون نیز وضعیت بغرنج تر
از گذشته است.
اگر دیروز اصل بر خویشاوندی انسان و نوع دوستی بهانه ای برای
حرکت بود امروز اصل خودخواهی و افراط در منطق هزینه و فایده یکی از موانع
شکل گیری جنبش اجتماعی هدفمند و اصولی است. اگر دیروز آزادیخواهی در ایران
موتور محرکه داشت و همه بر مبنای اصولی با یکدیگر اشتراک داشتند، اما
امروز کدام حق، کدام باطل، کدام ارزش، کدام مبنا نخستین پرسشی است که ذهن
افراد را به خود مشغول می کند. اگر دیروز صحبت از تعهد اجتماعی معنایی خاص
داشت امروز صحبت از تعهد اجتماعی گویی خبطی بزرگ است که انسان را به دنیای
جنون و دیوانگی رهنمون می کند. زمانی که به بهانه اسطوره زدایی الگوها می
میرند با بحران الگو مواجه می شویم. زمانی که تحت تاثیر کنشهای رقیب
واکنشی می شویم اصالت کنش رنگ می بازد.
احساس بر این است که دنیای مجازی بر دنیای واقعیت غالب شده
است. گفتمان روشنفکری حاکم بر دوره ما اجزای متفاوتی دارد. اما این گفتمان
حاکم اکنون باید با صداقت شکست خود را اعلام کند. از دل گفتمان روشنفکری
غالب در چند سال اخیر در بسیاری از موارد بی اصولی و بی مبنایی رشد کرده
است. این در حالی است که بحرانهای کشور به سرعت هر چه تمامتر عمق می گیرند.
باید در دورانی جدیدی که دیر یا زود فراخواهد رسید از دو
رویکرد اجتناب شود: گفتمانی که بروندادش فقدان عمل و انتزاعی گری است و
گفتمانی که نتیجه آن عملگرایی بدون مبنای مستحکم نظری، تدبیر و تامل است.
واکنش طبیعی بی عملی و انتزاعی گری، عملگرایی جنون وار است. این بی عملی
باید شکسته شود و بایدهای جدیدی لازم است طرح شوند.
اما در کنار این بایدها مدل تحققی مورد نیاز است. نمی توان
در دنیای انتزاعی غرق شد و نقش صرف انذاردهندگی را پذیرفت. روشنفکر ایرانی
در کنار نقشه کشی باید مهندسی را نیز بیاموزد. دنیای انتزاعی روشنفکران
ایران سرخوردگی را نصیب فعالان اجتماعی می کند. البته نمی توان میزان
تاثیرگذاری و امکانات روشنفکران را با دیده ای یکسان نگریست و چه بسا
بندهای اعمال شده بر بخشی از آن ها بسیار سنگین تر باشد. اما متاسفانه
باید اذعان کنیم که اکثر آنها نسبت به فعالان جوانی که به تازگی دوران
دانشگاه را سپری می کنند دید تشکیلاتی ندارند.
به هر صورت بازداشت های فعالان اجتماعی ادامه دارد و ادامه
خواهد یافت اما داعیه داران تحول طلبی در ایران چه نیروهای اصلاح طلب درون
حاکمیت و چه نیروهای تحول طلب بیرون از حاکمیت باید از خود بپرسند جوانانی
که با شور جوانیشان هزینه دادند و زندان را تحمل کردند، اکنون کجا هستند.
روشنفکران ما باید آگاه شوند که دوران تعلیق به معنای تعطیلی نیست و باید
با نگاهی عینی تر و واقعی تر از گذشته به میدان بازی نظر کنند. داعیه
داران روشنفکری ایران مجبورند به این پرسش پاسخ دهند چرا نواندیشی در
ایران به دموکراسی و آزادی منتهی نمی شود. دانشجویان چپ نیز آزاد خواهند
شد جمعی دیگر نیز به زندان می روند اما بدون راهبرد مناسب این ها همه
تلفاتی است که بر دربندان و خانواده هایشان وارد می شود.
2
نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
صدای پای آزادی، ریحانه حقیقی
این صدای پای آزادی است که می
خرامد و با ناز قدم بر می دارد و بر روزهای سرد و تاریک ما اندکی روشنایی
می تاباند. خوب گوش کن بعد از سالها، بعد از ماهها، بعد از یک عمر حالا
آزادی می خرامد و می آید و زمستان را بهار می کند. این صدای پای آزادی است
که با اولین برف زمستان در سفیدی کوههای البرز روزهایمان را رنگ می زند.
بهار باشد یا تابستان، شایدم برگ ریزان پاییز و حتی طولانی ترین شب سال چه
فرقی می کند وقتی احمد و مجید و احسان می آیند! می آیند تا آزادی سرودی نو
بخواند. می آیند تا باور کنیم که این صدای هم صدایی ما بود که حقیقت را
زنده نگه داشت، این مشت های بهم گره کرده بود که سیاهی شب را خجل کرد از
دروغ و دغل و این ما بودیم که همه یک تن بودیم! فرقی نمی کرد دانشجویی یا
دانش آموخته، شایدم پسرکی دبیرستانی، فرقی نمی کرد کدام دانشگاه درس می
خواندی؛ پلی تکنیک یا تهران، شایدم علامه و شریف و خواجه نصیر و حتی
آزاد!! ما همه یک تن بودیم. احمد و احسان و مجید! همه دانشجو بودیم و
آزادیخواه .آزادی در اولین روز زمستان در آغوشمان می گیرد تا باور کنیم
پژواک صدایمان در دانشگاه تهران پایه های فریب و نیرنگ را لرزاند ، آن روز
که از مواجهه با دانشجو فرار کردند. آزادی در سردترین روزها به استقبالمان
می آید تا یادمان نرود که هیچ دیواری مانع ما نیست و نمی توانند با هیچ
راه را بر ما ببندند. آزادی می خرامد و می آید تا باور کنیم آن روز که مرز
بندی ها شکست و همه دانشجوی یک دانشگاه شدیم، دانشجوی آزادی، آزادی برای
احمد و مجید و احسان سرودی دیگر خواند.
این صدای پای آزادی است که حقیقت را فریاد زد و دروغ را
رسوا. تعلیق، بازداشت، حکم تعلیقی و تعزیری! شاید ما را انکار کردند و در
پستو های زندان محبوس، شاید در سخنرانی هایشان سرودی از آزادی دروغین سر
دادند و ما را دروغ نامیدند ولی حقیقت را نتوانستند در پس ابرهای آسمان
دروغشان پنهان کنند. این صدای پای حقیقت است و آزادگی که چنین روزهای من و
تو را رنگی از امید داده است. بگو که شهر را آذین ببندند که باران زده است
و شهر را زنده کرده است. باید که شهر را آذین بست چرا که سه یار دبستانی
مان می آیند از پس نه ماه زندان و شکنجه و تهمت. باید که شاد بود و سر خوش
چرا که گفتیم می توانیم! می توانیم که باشیم با وجود همه تهدید ها و
مشکلات. شهر را آذین ببیند. فال حافظ شب چله را بنام اهورائیان باز کن و
برایشان بخوان: یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور، کلبه احزان شود
روزی گلستان غم مخور.
این صدای پای آزادی است که چنین تقارن مبارکی را برایمان به
ارمغان آورده است. شب نور مهر یلدا برای ما شده است شب انتظار رسیدن صبح
روز* اول دی ماه و حالا دیگر نجات دهنده در گور نخفته است و ما دیگر
سردمان نیست. چرا که احسان و مجید و احمد از پس آن همه صبر و استقامت می
آیند تا زمستان را برایمان بهار کنند. می آیند که بگویند می توان ایستاد و
برای عقیده مبارزه کرد و قلم را نه به بیگانه می فروشیم نه به جاعلان و
رسوایان.
برای انتقاد و اعتراض به عملکرد رئیس دولت در دانشگاه به
زندان می رویم ولی برای دمی و درنگی آسایش سکوت بر نمی گزنیم که سکوت مکتب
خاموشی و فراموشی است. مجید و احمد و احسان می آیند که بگویند خود به خودی
خود انکار تاریکی شب های سزرمینمان هستند. انکار سستی و فراموشی که می
آیند بگویند هنوز زنده ایم و نفس می کشیم و تا خون در رگهایمان جاری است،
ایران برایمان عزیز است و برایش از جان مبارزه می کنیم. احمد و مجید و
احسان می آیند تا بگویند که در آزادترین کشور دنیا برابر جاعلان و رسوایان
و شکنجه گران، می توان ایستاد و حقیقت را انکار نکرد، می توان ایستاد و
خورشید را در بلندای تپه های سرد و سخت اوین به رهایی خواند. می توان
ایستاد تا آزادی سرودی دیگر بخواند.
این صدای پای آزادی است که می گوید احمد و مجید و احسان می
آیند. چرا که این سه تن، این سه یار ، این سه مرد و این سه آزاده خود
آزادی اند و حقیقت. چرا که من و تو یعنی ما خود حقیقت هستیم و خواهیم
ایستاد تا آنکه آزادی را برای همیشه مهمان سفره های همیشه خالی و سرد
سرزمینمان کنیم. احمد و احسان و مجید و آزادی می آیند تا باور کنیم که تا
گردش زمین و جور آسمان به پاست، مهر ایزدی همیشه رهنمای ماست**. پس خداوند
را سپاس که بار دیگر بر دلهای سرد ما مهری از امید تاباند و خداوند را
سپاس کهمکر مکاران را به خودشان باز می گرداند.***
و اینک در پرتو لطف ایزدی به ابراهیم بر ما نیز پرتوی از نور
تابید؛ آزادی می خرامد و با ناز قدم بر می دارد؛ فردا را خورشید طلوعی
دیگر باید…
* اصل شعر فروغ فرخزاد: ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
امروز روز اول دی ماه است /من راز فصلها را می دانم /و حرف لحظه را می شنوم/نجات دهنده در گور خفته است…/
** قسمتی از سرود ملی ای ایران
*** آیه شریفه: ومکروا و مکر الله ان الله خیر الماکرین
2
نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
ارجاع پرونده توکلی، قصابان و منصوری به شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر
پروندهی سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر به شعبهی ٤٤ دادگاه تجدیدنظر استان تهران جهت رسیدگی ارجاع شد.
پروندهی مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری با اتهام اقدام علیه امنیت ملی که پیش از این از سوی شعبهی ششم دادگاه انقلاب، رسیدگی و محکومیت حبس آنها صادر شده بود، پس از تجدیدنظرخواهی، برای رسیدگی به شعبهی ٤٤ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع شد
با ارجاع این پرونده، قاضی ساعدی رییس شعبه ٤٤ دادگاه تجدیدنظر استان تهران بهزودی رسیدگی به آن را آغاز خواهد کرد. مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری از سوی دادگاه انقلاب به ٣، ٥/٢ و ٢ سال حبس تعزیری محکوم شدهاند.
وکیل مدافع این دانشجویان نیز از تعیین وثیقهی ٨٠ میلیون تومانی برای هر یک از موکلانش از سوی دادگاه انقلاب خبر داد و گفت که برای تامین این مبلغ و فراهم کردن زمینه آزادی موکلان در تلاش است.
این دانشجویان در نخستین پرونده، مطابق با اعلام نظر قضایی توسط شعبهی ١٠٤٣ دادگاه عمومی تهران از اتهام توهین به مقدسات برائت حاصل کردهاند ولی درخصوص ردیف اتهامی با عنوان نشر اکاذیب علیه نیروهای بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر و نیروهای امنیتی هر یک به چهار ماه حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم شدهاند.
2
نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|