بسیج دانشجویی، در اعتراض به مشایی، احمدینژاد را تهدید کرد
در پی انتصاب اسفنديار رحيممشايی به سمت معاون اول رياست جمهوری، بسيج دانشجويی هشت دانشگاه تهران در نامه سرگشادهای به محمود احمدینژاد، او را به مقابله عملی با اين تصميم تهدید کرد.در اين نامه، بسيج دانشجويی میگوید انتخاب مجدد آقای احمدینژاد رأی اکثريت مردم به آرمانهای آيتالله خمينی و مفسر آن آرمانها ـ يعنی ولی فقيه ـ بوده و در عين حال به رئیس دولت نهم هشدار میدهد که مردم با کسی عقد اخوت نبستهاند و در صورتی که «انحراف از مسيری که تفسير، تشخيص و رهبریاش با ولی فقيه است» رخ بدهد، با وی برخورد خواهند کرد. بیشتر بخوانید: انتقاد شديد اصولگرايان از انتصاب رحیم مشايی به عنوان معاون اولی بسيج دانشجويی دانشگاههای امام صادق، اميرکبير، تهران، خواجه نصيرالدين طوسی، صنعتیشريف، شهيد بهشتی، علامه طباطبايی، علم و صنعت در ادامه نامه سرگشاده خود به محمود احمدینژاد میگویند که در دولت نهم از تمام ظرفيت «اصولگرايان واقعی» استفاده نشد و به اسم همراهی و انسجام کابينه عده زيادی از بهترينها به حاشيه رانده شدند.در اين نامه سرگشاده به مواردی اشاره شده که از نظر نويسندگان آن سابقه نامطلوب و منفی دولت نهم را نشان میدهد، از جمله انتصاب و ابقای اسفنديار رحيممشايی، محمدرضا رحيمی و علی کردان. محمدرضا رحيمی، معاون حقوقی رئيس جمهوری، و علی کردان، وزير سابق کشور، هر دو متهم به جعل مدرک تحصيلی هستند. اسفنديار رحيممشايی، معاون رئيس جمهوری و رئيس سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری در دو نوبت اعلام کرده بود که ملت ايران «دوست مردم آمريکا و اسرائيل» است، اظهاراتی که منجر به فراخوانده شدن وی به مجلس و خشم جناح اصولگرا از وی شد.بسيج دانشجويی در نامه خود خطاب به محمود احمدینژاد مینويسد که حاميانش از وی توقع «مشورتپذيری واقعی و اثربخشی به تذکرات بهجای آنها» را دارند و لذا به وی هشدار میدهند که «انتصاب دوباره و حتی بدتر از آن ارتقای اين آقايان و امثالهم - بدون کوچکترين توضيح و اقناعی- دهنکجی به مردم و حاميان دولت است.»نویسندگان نامه سرگشاده بسيج دانشجويی دانشگاههای تهران در پایان محمود احمدینژاد را صراحتا تهدید کردهاند که فرزندان امام و رهبری «در صورت عدم اثرگذاری تذکر زبانی و قانع نشدن، بدون اغماض و مسامحه دست به اقدام عملی برای اصلاح خواهند زد.»محمود احمدینژاد در سفر روز پنجشنبه خود به مشهد، اسفنديار رحيممشايی، از جمله افراد حلقه پيرامونی خود از زمان تصدی شهرداری تهران، را به عنوان معاون اول رياست جمهوری برای دوران چهار ساله دوم اقامت در دفتر پاستور، معرفی کرد. پست «معاون اولی» نیازی به تصویب و رأی اعتماد مجلس ندارد و مقامی انتصابی است. محمود احمدینژاد در حالی حکم انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به معاون اولی خود را صادر کرده که هنوز فقط رئیس دولت نهم به شمار میرود و مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی قانونا نمیتواند به عنوان رئیس دولت بعد تصمیمگیری کند.
2
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت   توسط عدالت مرده
|
آقای احمدی نژاد! نکند امر به شما مشتبه شده که هرکاری بخواهید می توانید بکنید و ملت سکوت می کند
این نامه از جانب جریانی تهیه شده که به عنوان فعالین شناخته شده جنبش عدالتخواهی در جریان دهمین انتخابات ریاست جمهوری، در مقام سخنرانان دعوت شده به مجامع انتخاباتی از جنابعالی حمایت کردند. لذا، آنچه که در پی میآید نه صرفا عقاید شخصی بلکه بیان احساس و نقطه نظرات شهروندانی است که در این جلسات ضمن اعلام حمایت از شما، انتقادات خود را نیز ابراز میداشتند.همچنین تأکید بر این نکته نیز ضروری است که فعالین جنبش عدالتخواهی صرفا از سر دلسوزی و نگرانی برای سرنوشت انقلاب اسلامی خود را موظف به ارائه این تذکر دیدهاند.
ادامه مطلب
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت   توسط عدالت مرده
|
آيا رييسجمهور خبر دارد؟؟؟؟؟
چندی پیش ایمیلی به دستم رسید که حاوی تصویری از یک نامه بود (پیوست را ببینید). در این نامه (اگر واقعی باشد) یکی از فرمانداران در آستانه انتخابات رسماً از استاندار فارس درخواست می کند بخشی از هزینه اعزام مستقبلین رییس جمهور توسط استانداری فارس پرداخت شود. نکته ای که در اینجا مطرح است آن است که سفر آقای احمدی نژاد به استان فارس در فاصله یک ماه به انتخابات، به طور دقیق یک سفر انتخاباتی (کمپین) محسوب می شود و در نتیجه، پرداخت هزینه استقبال کنندگان ایشان از بیت المال، سوء استفاده از امکانات دولتی در جریان انتخابات محسوب می گردد.
ادامه مطلب
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه کروبی به شاهرودی:درخواست تبدیل قرار بازداشتشدگان
دبیرکل حزب اعتماد ملی با ابراز
نگرانی نسبت به تحقق کامل آرمانهای بنیانگذار جمهوری اسلاميآورده است:
همان طور که چندی پیش همطراز شما در حکومت به دفاع از جمهوریت و اسلامیت
نظام ميپرداختم، امروز در جایگاه دیگری در مقام دفاع از آن بر ميآیم.
«با توجه به قضایای اخیر بعد از انتخابات و بنابر اینکه ایام پایانی
مسوولیت جنابعالی در قوه قضائیه ميباشد، تکلیف شرعی و مسوولیت شهروندی
اقتضا مينماید که در این زمینه مطالب و نکتههایی را به عرض برسانم تا
توسط آن جناب به عنوان عالیترین مقام قضایی کشور به کار بسته شود تا در
پیشگاه خداوند متعال سربلند و در نزد ملت و بندگان مظلوم او روسفید
باشیم.» کروبی با طرح انتقاداتی از روند انتخابات از تشکیل کمیته تحقیق از
سوی ريیس قوه قضائیه و مجلس تقدیر کرده است. دبیرکل حزب اعتماد ملی در
ادامه با انتقاد از بازداشت برخی فعالان سیاسی و رسانهای افزوده است: هیچ
کس مخالف اصل نظام جمهوری اسلامي نیست، همه معترضان به نتیجه انتخابات با
اصل نظام موافقند و مدافع آن ميباشند. آنها تنها به روند انتخابات و
مصادره آرای خودشان معترض بوده و خواستار رسیدگی قانونی و بیطرفانه به
اعتراضشان ميباشند. کروبی در پایان خطاب به هاشميشاهرودی آورده است: با
توجه به این که حضرت عالی به عنوان فقیهی وارسته و عادل و آزادمنش شناخته
ميشوید و به عنوان ريیس فاضل و فرهیخته قوه قضائیه از استقلال و بیطرفی
برخوردار ميباشید و روزهای پایانی دوره مسوولیت شما در این قوه است؛ لذا
از جنابعالی به عنوان ريیس قوه قضائیه خواهشمندم که دستور فرمایید تا هرچه
سریعتر مقدمات تبدیل قرار بازداشت شدگان فراهم شود تا این عزیزان به آغوش
خانوادههای خود بازگشته و گاميموثر در جهت تفاهم و وحدت ملی برداشته
شود. انشاءا...
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت   توسط عدالت مرده
|
گزارش تفصيلی كميته صيانت از آرای ميرحسين موسوی
گزارش تفصيلی كميته صيانت از آرای ميرحسين موسوی در سه بخش به شرح در ادامه مطلب:
ادامه مطلب
2
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه به مجامع بین المللی حقوق بشر
کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه در ایران که متشکل از نمایندگان بیش از 10 گروه و تشکل سیاسی و حقوق بشری اصلاح طلب و تحول خواه است و فعالیت خود را از سال 86 آغاز کرده است، در اعتراض به بازداشتهای گسترده اخیر در جریان تحولات پس از انتخابات ریاست جمهوری، با اعلام اینکه سه تن از اعضایاش بازداشت شدهاند با انتشار نامهای خطاب به سه نهاد بین المللی یعنی "شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد"، "کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد" و "کارگروه بازداشتهای خودسرانه سازمان ملل متحد" توقیف و بازداشت تعداد زیادی از شهروندان ایرانی را طی دو هفته گذشته مصداق بازداشت خودسرانه دانسته است و خواستار رسیدگی این نهادها به وضعیت کنونی حقوق بشر در ایران و نیز تعیین نماینده و گزارشگر ویژهای در مورد ایران شده است.
متن کامل نامه این کمیته بدین شرح است:
ادامه مطلب
2
نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت   توسط عدالت مرده
|
موسوي خطاب به شوراي نگهبان:ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و
بازگشت به نامه شماره ۳۳۵۱۲/۳۱/۸۸ مورخ ۵/۴/۱۳۸۸ معاون اجرایی و امور
انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات
و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض
قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ ۲۸/۳/۸۸ رئیس
سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر
کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد
صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار
عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.
بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش
ادامه مطلب
2
نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت   توسط عدالت مرده
|
پاسخ وزارت كشور به نامه ميرحسين موسوی
وزارت كشور در توضيحاتي به برخي مطالب مطرحشده از سوي ميرحسين موسوي از نامزدهاي انتخابات دهم رياستجمهوري پاسخ داد.
در اين مطلب آمده است:
پيرو
انتشار نامه ٣٠ / ٣ / ٨٨ آقاي ميرحسين موسوي به شوراي نگهبان در برخي
رسانهها كه حاوي ادعاهايي در خصوص روند برگزاري انتخابات بوده است، وزارت
كشور به اين ادعاها پاسخ داد كه متن آن بدين شرح است:
ادامه مطلب
2
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت   توسط عدالت مرده
|
مصوبه مجمع تشخصی مصلحت نظام در خصوص الزام صدا و سیما در اختصاص زمان برای پاسخ به اتهامات
مجمع تشخيص مصلحت نظام ديروز با حضور اکثريت اعضا تشکيل جلسه داد. به گزارش روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام در اين جلسه طرح الحاق يک ماده و پنج تبصره به قانون اساسنامه سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مصوبه مجلس که مورد ايراد شوراي نگهبان قرار گرفته بود مطرح و پس از بحث و بررسي هاي مبسوط در مورد پيشنهاد کميسيون علمي، فرهنگي و اجتماعي مجمع تشخيص مصلحت نظام، يک ماده و دو تبصره به شرح ذيل به قانون اساسنامه سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران به عنوان ماده (۳۰) افزوده شد و شماره ماده (۳۰) به ماده (۳۱) اصلاح مي شود.
ادامه مطلب
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه خانواده های حکیم زاده و مشایخی یک روز مانده به انتخابات خطاب به کاندیداهای ریاست جمهوری
در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، خانواده های دانشجویان زندانی عباس حکیم زاده و مهدی مشایخی با انتشار نامه ای خطاب به کاندیداهای ریاست جمهوری از آنان خواستند تا در این هیاهوی انتخاباتی به این بی عدالتی علیه فرزندانشان پایان داده شود. متن این نامه به شرح در ادامه مطلب:
ادامه مطلب
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه سرگشاده دكتر علي مطهري به رئيس جمهور
دكتر علي مطهري، نماينده تهران با طرح 3 سوال كليدي، تلويحا صداقت احمدي نژاد را در افشاگري شب انتخاباتي عليه گروهي كه از وي حمايت نكرده اند و سكوت درباره كساني كه اتهامات مشابهي دارند، زير سوال برد.
در اين نامه آمده است:
ادامه مطلب
2
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت   توسط عدالت مرده
|
همزمان با سفر احمدی نژاد به روم: پیشنهاد نامگذاری یک خیابان در شهر رم به نام یکی از اعضا دفتر تحکیم
همزمان با سفر احمدی نژاد به روم: پیشنهاد نامگذاری یک خیابان در شهر رم به نام یکی از اعضا دفتر تحکیم وحدت
دفتر تحکیم وحدت: نام خیابان را ۱۸ تیر بگذارید
خبرنامه امیرکبیر: روزنامه ایل رفورمیستا در سرمقاله ای ضمن محکوم کردن دولت ایران به زیر پا گذاردن مداوم حقوق بشر از جانی آلمانو، شهردار جدید رم خواسته است که خیابانی را که ساختمان سفارت ایران در آن قرار دارد به نام یکی از دانشجویان زندانی ایرانی نام گذاری کند، همان طور که رونالد ریگان در سالهای ۸۰ در اعتراض به سیاستهای شوروی سابق نام میدانی در واشنگتن را آندره ساخاروف (منتقد سرشناس روس) نام گزاری کرد. این روزنامه نام علی نیکونسبتی (مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت) را برای این منظور پیشنهاد می کند.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در نامه ای از این پیشنهاد و توجه به جنبش های مدنی به خصوص جنبش دانشجویی از سوی آن روزنامه قدردانی می نماید و با یادی از سه دانشجوی دربند امیرکبیر، برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان در سالهای اخیر را یادآور می شود و ضمن اشاره به تلاش حاکمان به خصوص حامیان دولت در روزهای گذشته برای وارونه جلوه دادن این حمله وحشیانه به کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ذکر می نماید که ۱۸ تیر یادآور تلاشهای دانشجویان بی نام و نشانی است که در ایران با تحمل هزینه های فراوان برای آرمانهایشان که همانا صلح، رعایت حقوق بشر و دموکراسی در ایران و جهان است تلاش می کنند و بر این اساس نام ۱۸ تیر را پیشنهاد می کند.
یادآور می شویم نام خیابان ۱۸ تیر یکبار نیز برای خیابان کارگر شمالی پیشنهاد شد که به نتیجه نرسید و در روزهای گذشته مجلس فرمایشی با تبرئه فرهاد نظری (فرمانده ای که دستور حمله به کوی را صادر نمود) دانشجویان و دولت اصلاحات را مقصر اصلی این فاجعه معرفی نمود. همچنین در روزهای گذشته سایت رجا نیوز و برنا که توسط حامیان دولت اداره می شوند با اشاره ای کوتاه به این خبر این پیشنهاد روزنامه ایتالیایی را بی شرمانه خوانده اند.
متن نامه شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به شرح زیر است:
جناب آقای Antonio Polito
سردبیر محترم روزنامه رفورمیستها
بدینوسیله مراتب قدردانی و سپاس خود را از پیشنهاد جنابعالی مبنی بر نامگذاری یکی از خیابانهای شهر رم که سفارت ایران در انجا واقع است به نام یکی از اعضای شورای مرکزی این اتحادیه دانشجویی (علی نیکونسبتی) اعلام می داریم. بی شک این اقدام نشان از توجه ویژه به جنبشهای مدنی ایران و به ویژه جنبش دانشجویی دارد که در راه آزادی، عدالت، حقوق بشر، صلح و دموکراسی در ایران و جهان تلاش می نماید.
ضمن تشکر از این ابتکار ارزنده شما، پیشنهاد می نماییم عنوان ۱۸ تیر را برای نامگذاری جدید خیابان فوق مطرح نمایید. زیرا جنش دانشجویی در ایران حرکت پیوسته ای است که بر دوش نسل های مختلف فعالان دانشجویی به جلو حرکت کرده است و حضور فراگیر و فعالیت جمعی دانشجویان، ویژگی اصلی آن را تشکیل می دهد و دانشجویان زیادی در راه آرمانهایشان متحمل هزینه های سنگینی شده اند، به عنوان مثال تنها در یک سال گذشته بیش از ۱۸۰ دانشجو بازداشت، بیش از ۳۰۰ دانشجو یک یا دو ترم از تحصیل محروم شده اند و بیش از ۱۰۰ دانشجو ستاره دار شده اند و از تحصیل در مقاطع بالاتر محروم شده اند و همچنان سه دانشجو بی گناه امیرکبیر (مجید توکلی، احمد قصابان، احسان منصوری) به جرم اعتراض به احمدی نژاد و با پرونده سازی علیه آنها به همراه چند دانشجوی هویت طلب قومی و دو دختر دانشجو فعال در کمپین زنان در زندان هستند.
۱۸ تیر در واقع نماد و سمبل کنش های تحول طلبانه دانشجویی در ایران پس از انقلاب و یادآور اعتراض مدنی دانشجویان ایران به توقیف روزنامه ای است که اخباری از نقشه های سرکوب اقتدارگرایان بر علیه دگراندیشان در ایران را منشتر کرده بود و اقتدارگرایان به این اعتراض مدنی حمله کردند و دانشجویان را به خاک و خون کشیدند و در حال حاضر نیز حاکمان و بخصوص حامیان احمدی نژاد می کوشند این حادثه را برعکس جلوه دهند و دانشجویان را مقصر معرفی نمایند.
بنابراین بی شک این نامگذاری نقشه حامیان احمدی نژاد و اقتدارگرایان را از بین خواهد برد و یادی از تلاشهای دانشجویان بی نام و نشانی است که در ایران برای آرمانهایشان که همانا صلح، رعایت حقوق بشر و دموکراسی در ایران و جهان است، تلاش می کنند.
با تشکر
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
۱۲ خرداد ۱۳۸۷
2
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه فدراسیون جهانی اتحادیه های معلمان به دولت ایران در حمایت از فرزاد کمانگر
نامه ی فرد ون لی وون به سفارت جمهوری اسلامی در بلژیک
جناب آقای علی عسگر خواجی
سفارت جمهوری اسلامی ایران
بروکسل
۳۰ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷
مقام محترم سفیر ایران در بلژیک،
بین الملل آموزش (ایی آی)، فدراسیون اتحادیه های معلمین است که بیش از ۳۰ میلیون عضو را در ۱۷۱ کشور نمایندگی می کند و دفتر مرکزی آن در بروکسل است.
ایی آی از اسفند ماه ۱۳۸۵ در باره سرکوب فعالان انجمن های صنفی معلمان که خواستار دستمزد شایسته هستند، تاکنون با سفارت ایران در بلژیک، نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در ژنو و مقامات ایرانی مکاتبات متعددی انجام داده است. در همه این مکاتبات، ایی آی دستگیری ها و بازداشتهای فعالان و مسئولان انجمن های صنفی معلمان در ایران را محکوم کرده است.
ایی آی در نامه هایش به مقامات ایرانی و در جریان دیدار با هئیت ایرانی اعزامی به جلسه هئیت رئیسه کنفرانس سازمان جهانی کار در ژنو در اول فروردین ماه ۱۳۸۶، خواستارگشایش راههای گفتگو و مذاکرات مناسب با نمایندگان انجمنهای صنفی معلمان بوده است.
گفتگو، کلید ارزشمندی برای اتحادیه های معلمان و ایی آی است. به همین دلیل ایی آی آرزو دارد که باب گفتگو با دولت ایران گشوده شود زیرا که گفتگو به درک بهتر دریک فضای همکاری و به نفع طرفین می انجامد. ایی آی بسیار سپاسگزار خواهد بود اگرکه جنابعالی بعنوان میانجی بین مقامات ایرانی و ایی آی تقاضای دیدار هئیت ایی آی را بپذیرید.
از موضوعاتی که ایی آی مایل است با شما به بحث بگذارد رعایت حق مذاکرات دسته جمعی معلمان بعنوان حق محفوظ شده و به رسمیت شناخته شده در معیارهای بین المللی کار، و همچنین مورد خاص فرزاد کمانگر معلمی است که در اسفند ماه ۱۳۸۶ به اعدام محکوم شده است.
فرزاد کمانگر معلم ۳۳ ساله ای است که ۱۲ سال در شهرستان کامیاران تدریس کرده است. ایشان عضو کانون صنفی معلمان کردستان است. بر اساس اطلاعات رسیده به ایی آی، روند دادرسی و قضایی پرونده آقای کمانگر الزامات قانونی ایران را در بر نداشته است و هیچ شاهد و سندی علیه ایشان در اتهام “به خطر انداختن امنیت ملی” وجود ندارد. در صورتی که شما اطلاعات بیشتری در مورد پرونده آقای کمانگر دارید، ایی آی مایل به شنیدن آنهاست.
بی صبرانه منتظر پاسخ شما هستم.
اردتمند شما
فرد ون لی وون
دبیر کل ایی آی
فعالان حقوق بشر در ایران
2
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه حزب چپ سوئد خطاب به دولت ايران در حمايت از فرزاد کمانگر
خطاب به محمود احمدي نژاد
ما از وضعيت "فرزاد کمانگر" مطلع شده ايم ، يک معلم و فعال حقوق بشر کرد. او بشدت مورد شکنجه قرار گرفته است . جرائم او در کنار ساير فعاليتهاي حقوق بشري اش اين بوده که او براي معالجه پزشکي برادرش که بخاطر فعاليتهاي سياسي در زندان است اصرار ورزيده است. فرزاد در مدت بودن طولاني و دردناکش در زندان اجازه نيافته است که خانواده اش را ببيند.
فرزاد کمانگر بدون هيچ شانسي براي دفاع در مقابل اتهامات نابجا به مرگ محکوم شده است . او از ديدن وکيل مدافع زماني که براي دعوي به دادگاه برده شد منع شده است. در دادگاه فقط به او ابلاغ شده است که او به مرگ محکوم است و نه چيز ديگري .شيوه رفتار با مردم بشدت بي رحمانه و آزار گرايانه است و و بر خلاف قانون . اين بر خلاف معاهدات بين المللي حقوق بشر است
ما قويا در مقابل رفتار بسيار نا عادلانه با فرزاد کمانگر معترض بوده او بايستي فورا آزاد شده و براي معالجات پزشکي به بيمارستان برده شود.
لارس ا وهلي ، ام پي
رئيس حزب چپ سوئد.
LEFT PARTY
OF SWEDEN
Stockholm, 15th of May 2008
His Excellency Mahmoud Ahmedinejad
The Presidency,
Palestine Avenue
Azerbaijan Intersection
Teheran
Islamic Republic of Iran
We have been informed on the situation of Farzad Kamanger, a teacher and Kurdish Human Rights activist. He has been severely tortured. His “crimes” - among other human rights activities - is that he has insisted on medical treatment for his brother who was in prison because political activities. Farzad has not been allowed to see his family during his long and painful time in prison.
Farzad Kamanger has been sentenced to death without any trial, without any chance to defend himself against false accusations. He has been denied to see a defense lawyer when his was case was taken to court. In court he only got the message that he had been sentenced to death - nothing else.
This way of treating people is extremely brutal and sadistic and against the law. It is against the UN Convention on Human Rights.
We strongly protest against the extremely unfair treatment of Farzad Kamanger
He must immediately be released and taken to hospital for medical treatment.
Lars Ohly, MP
Chariman of the Left Party of Sweden
فعالان حقوق بشر در ايران
2
نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه سرگشاده شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت خطاب به احمدی نژاد
خبرنامه امیرکبیر: اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در سالگرد پروژه جعل نشریات دانشجویی و بازداشت دانشجویان دانشگاه امیرکبیر پس از حضور احمدی نژاد در این دانشگاه، نامه ای را خطاب به احمدی نژاد نوشتند. سال گذشته نیز دفتر تحکیم وحدت نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد نوشته بودند که منجر به بازداشت این دانشجویان شد.
متن نامه اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت خطاب به احمدی نژاد به شرح زیر می باشد:
با سلام
آری بار دیگر سلام آن هم درروزی که مصادف با سالگرد دستگیری احسان منصوری دانشجوی بی گناه امیرکبیر است که به جرم انتقاد به شما در هنگام حضورتان در دانشگاه امیرکبیر در مهر ۱۳۸۵ و با جعل نشریات موهن توسط حامیانتان و فشارهای نهادهای امنیتی تحت امرتان علی رغم تبرئه در دادگاه تجدید نظر به همراه احمد قصابان و مجید توکلی در زندان مانده اند و همچنین در روزی که شاهد عدم ارائه کارنامه کارشناسی ارشد به برخی فعالین دانشجویی من جمله برخی از اعضا این اتحادیه هستیم و البته روزی است همانند سایر روزهای دوران دولت نهم که نقض حقوق بشر و سیاستهای غلط در عرصه های گوناگون همچنان ادامه دارد، سلام می کنیم و گلایه مندیم زیرا اسناد موجود در پرونده قضایی بازداشت شدگان این اتحادیه - نشان می دهد که ماموران وزارت اطلاعات تحت امر شما تنها به جرم نوشتن نامه گذشتمان به شما و طرح ۲۰ سوال و درخواست حضور در جلسه هنگام حضورتان در مراسم دانشگاه تهران در مهر ۱۳۸۶ - پس از بازگشت از دانشگاه کلمبیا - خواهان دستگیری اعضای شورای مرکزی و همچنین چند تن از اعضا شورای عمومی این اتحادیه شده بودند و دادستان تهران نیز با آن درخواست موافقت نموده بود و در نهایت نیز دو تن از اعضای شورای مرکزی به همراه چند تن از اعضا شورای عمومی این اتحادیه هر کدام با بهانه ای دستگیر شدند و این بازداشتها به دلیل سوال از جنابعالی در حالی صورت گرفت که حدود ده روز پیش از آن در دانشگاه کلمبیا آزادی در ایران را بی نظیر خوانده بودید واکنون خود می توانید قضاوت نمایید که آیا راست گفته اید یا نه ؟!
با این وجود دلیل نوشتن این نامه گلایه از دستگیریمان نیست زیرا هر هفت عضو نویسنده این نامه در سال گذشته حداقل یکبار توسط وزارت اطلاعات تحت امرتان و تنها به دلیل اعتراض به سیاستهای اشتباه مسئولین دستگیر شده اند و انواع فشارهای روحی و روانی را تحمل نموده اند و این نحوه برخورد در دولت نهم مساله جدیدی نیست و بسیاری از دانشگاهیان، معلمان، فعالین زنان، کارگران، روزنامه نگاران و روشنفکران و فعالین هویت طلب قومی طعم این نحوه برخورد را چشیده اند.
این نامه را به این دلیل می نویسیم که در نامه قبلی که منجر به دستگیری چند نفرمان شد، مسائل و مشکلاتی را در مورد وضعیت دانشگاهها، حقوق بشر و آزادی بیان، اقتصاد و سیاست خارجی مطرح نمودیم و گذر زمان نشان داد بسیاری از دغدغه ها ونگرانیهایمان درست بوده است. به عنوان مثال برخوردهای صورت گرفته با دانشگاهیان جهت ساکت نمودن صدای انتفادی آنها افزایش یافت و وضعیت علمی و رفاهی دانشگاهها با افت بیشتری روبرو شد، برخوردهای صورت گرفته با روشنفکران، فعالین عرصه زنان، روزنامه نگاران، کارگران و معلمان افزایش یافت و نشریات و سایتهای بیشتری توقیف شدند و مراسمهای بیشتری لغو شد. تورم وبیکاری امان ملت را گرفته است و فساد اداری بیداد می کند، سیاستهای غلط خارجی به پیشکش کردن بخشی ازدریای خزر به روسها و نفت و گاز به بهای اندک به چین و اروپا انجامید و تحریمهای بین المللی گسترش یافت اینها همگی مسائلی بود که مطرح نمودیم و تنها حاصل آن دستگیری و محاکمه ما بود.
آقای احمدی نژاد متاسفانه جنابعالی فکر می نمایید با حذف منتقدان تمام مشکلات کشور و حتی جهان حل می شود و بر این اساس به جای اینکه خودتان و اعضا کابینه وقتتان را صرف چاره اندیشی برای مشکلات کشور نمایید صرف اتهام زنی، سخنرانیهای طولانی بیهوده و تکراری و طراحی روشهای سرکوب منتقدان می نمایید و در نهایت نیز برای فرار از پاسخگویی اداره امور به امام زمان منتسب می کنید و منتقدان را به «دارا بودن درکی کمتر ازبزغاله » متهم می نمایید. این مساله تا بدانجا در دولت شما ریشه دوانده است که بخش زیادی از بازجوییهای اخیر توسط ماموران تحت امرتان به پرونده سازی بر علیه رقبای سیاسیتان و فعالین عرصه های گوناگون جامعه مدنی اختصاص دارد و دلیل طولانی بودن بازداشتهاست.
اما بدانید در هیچ جای دنیا حذف منتقدان به بهبود وضعیت کشوری منجر نشده است و حتی اگر تمام منتقدان امروز حذف شوند، باز هم در فردا روزی گروهی دیگر به انتقاد برخواهند خواست و بی شک تا مشکل هست منتقد نیز خواهد بود بنابراین بهتر است که به رفع مشکل بیندیشید و این توان اندکتان را در آن راه خرج نمایید.
آقای احمدی نژاد سوالات ما همچنان باقی است و سیاستهای غلط شما در عرصه های گوناگون هر روز بر نگرانیمان می افزاید بنابراین از آنجا که نشست این اتحادیه در رورزهای پنج شنبه و جمعه در تهران برگزار می شود، خوشحال می شویم که جنابعالی در نشست ما حاضر شوید و سوالتمان را پاسخگو باشید. علت این دعوت دیر هنگام نیز آن است که بسیار منتظر ماندیم تا شاید وزارت علوم تحت امرتان براساس حق مسلممان به درخواست برگزاری نشستمان جواب مثبت دهد و امکانات لازم برای برگزاری نشست در یکی از دانشگاههای کشور را در اختیارمان بگذارد اما چنین نشد و بالاجبار نشستمان را در محلی خارج از دانشگاه برگزار می نماییم.
در پایان یادآور می شویم شما مدعی بودید در دانشگاه کلمبیا انواع توهینها را تحمل نمودید تا به سوالات دانشجویان خارجی پاسخ دهید و آن هنگام که وزارتخانه تحت امرتان در مهر ماه میزبان مراسم بود و ما نامه نوشتیم و خواهان حضور و پرسش شدیم ماموران تحت امرتان حکم بازداشتمان را صادر نمودند و ما را به زندان انداختند اما اکنون که ما میزبان هستیم مطمئن باشید با سعه صدر با شما به گفتگو می نشینیم.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
اول خرداد ۱۳۸۷
2
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت   توسط عدالت مرده
|
تقدير کانون صنفي معلمان ايران از معلم اعدامي ، فرزاد کمانگر
به نام خداوند جان و خرد
روندگان طريقت ره بلا سپرند / رفيق عشق چه غم دارد از نشيب و فراز
جناب آقاي فرزاد کمانگر
آن روزها دفترهاي بي گناهي در دست ، اين چنين مي انديشيديم با حيرت که پاسخ سخن حق معلم آيا شلاق است و زندان ؟!
به راستي اين بي شمار معلماني که دردي مشترک را فرياد مي کنند قانون و حق سزايشان را چه مي داند ؟ سرود ما که نداي عدالت است و آزادي آيا انعکاسي جز در عرصه ي تاريخ خواهد داشت ؟!
همکار گرامي ،
شما بزرگوار که با تحمل مرارت هاي بسيارجوياي حق و عدالت شده ايد در حقيقت کارنام درخشان خود در دفاع از آرمان هاي انساني را نزد معلمان اين مرز و بوم پر برگ تر و پربارتر نموده ايد.
تلاش تان را سپاس مي گوييم و آزادگي تان را مي ستاييم .
کانون صنفي معلمان ايران
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت   توسط عدالت مرده
|
طومار هزار تن از همشهریان ابوالفضل جهاندار،فعال دانشجویی سابق، خطاب به رئیس قوه قضاییه
گروهی از مردم شهرهای تنکابن،
عباس آباد، کجور، چالوس و نوشهر با امضای طوماری خطاب به آیت الله هاشمی
شاهرودی رییس قوه قضاییه خواهان آزادی ابوالفضل جهاندار زندانی سیاسی شده
اند.
در این طومار که به امضای بیش از یک هزار تن از اهالی این
مناطق از جمله اعضای شورای شهر عباس آباد، مادر شهید شیرودی و جمعی از
خانواده های شهدا دیده می شود آمده است:
به محضر آیت الله شاهروی ریاست محترم قوه قضاییه
احتراما به عرض می رسانیم که آقای ابوالفضل جهاندار لاشکی که
از تاریخ ۲۹ مرداد ۸۵ تا کنون در زندان بسر می برد، پدر ایشان از رزمندگان
دوران دفاع مقدس می باشد و از اقشار ضعیف جامعه بوده و هم اینک به دلیل
کهولت سن از کار افتاده می باشد. لذا اینجانبان جمعی از اهالی شهرهای
تنکابن، عباس آباد چالوس، نوشهر و منطقه کجور تقاضا داریم در سال شکوفایی
و نوآوری و با توجه به اینکه نامبرده بیش از نیمی از مدت محکومیت خود را
سپری کرده است. باقی مانده محکومیت را مورد عفو قرار گرفته و ایشان به جمع
خانواده خود بازگردد.
در همین خصوص هادی کحال زاده عضو شورای مرکزی سازمان دانش
آموختگان ایران در گفتگو با ادوارنیوز گفت: متاسفانه اصرار غیر قابل توجیه
وزارت اطلاعات به استمرار بازداشت و محروم نگاه داشتن ابوالفضل جهاندار و
سعید درخشندی از حقوق قانونی شان، نقض صریح حقوق انسانی این دو زندانی
سیاسی بوده و شرایط بسیار نامناسبی را برای این دو رقم زده است.
کحال زاده با اشاره به اینکه موارد متعددی از نقض حقوق
زندانیان در سالهای اخیر اتفاق افتاده تصریح کرد: در مورد آقایان جهاندار
و درخشندی موارد مختلفی از اصرار بیجا برای ادامه بازداشت و نقض حقوق دیده
می شود از جمله اینکه این دو زندانی سیاسی در ۱۹ ماه گذشته تا کنون حتی ۱
ساعت موفق به استفاده از مرخصی نشده اند و با وجود سپری شدن بیش نیمی از
دوران زندان از امکان استفاده از آزادی مشروط بی بهره اند. این دوستان پس
از بازداشت موقت طولانی مستقیما دوران زندان را آغاز کرده و علیرغم اینکه
جرم آنها سیاسی است در بند زندانیان غیرسیاسی نگهداری می شوند.
عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم موارد محکومیت جهاندار
همانند انتشار مطالب در وبلاگ و یا استناد دادستان به عکسهای خصوصی را
نوعی اصرار بیجا برای محکوم کردن و در زندان نگاه داشتن آنها دانست و گفت
وضعیت بد تغذیه و وضع بد جسمانی و روحی جهاندار و درخشندی، خانواده های
آنها را با نگرانی رو برو ساخته است و امیدواریم ریاست قوه قضاییه با توجه
به این موضوع لااقل این دو زندانی سیاسی را از حقوق قانونی یک زندانی ساده
همچون امکان مرخصی و حق استفاده از آزادی مشروط بهره مند سازد. کحال زاده
در پایان تصریح کرد که طومار فوق الذکر در رزوهای آینده به دفتر رییس قوه
قضاییه تقدیم خواهد شد.
ادوارنیوز
2
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه دانشجويان و زندانيان سياسي زندان اوين در حمايت از فرزاد کمانگر
من درد مشترکم مرا فرياد کن
من آموختن را براي انديشيدن مي ستايم و آموزگاري را ارج مينهم که رسالت آموزش را نه صرفاً در مشغوليت به آن که شغل معلمي را براي ترسيم و ستايش دنيايي عادلانه تر و آزادتر بخواهد .
از تو مينويسم که هر وقت درباره تو نوشتيم ، به خود آمديم که تفاوت از کجا تا به کجاست ، و باران اشک بارها نوشتارمان را بي سرانجام گذاشت ، فرزاد عزيز ما را بياموز که چگونه درباره ات بنويسيم .
فرزاد کمانگر ابر انساني است يکسر تعهد و مقاومت و پايداري در مبارزه . بايد بود و ديد و شناخت تا کلمات را باور کرد . او به واقع حامل درد و رنجي است که با خود تاريخي دارد . تاريخي از مبارزه ملتي که سالها مقاومت را به رغم تمام هزينه هايش به جان و دل خريده اند .
کمانگر آموزگاريست که پلي ساخته ميان آموزه هايش در دورافتاده ترين مدارس روستاهاي کردستان با عالم واقع سياست ورزي و آزادانديشي و تحول خواهي .
فرزاد نه يک شخص بلکه نماد يک انديشه است . انديشه اي که حس زيستن و ماندن را با خود دارد . تفکري است که به قصد آموختن الفباي آزادگي و آزادانديشي ، کمانگرها را در دامان خود پرورانده است . جرم فرزاد نيز جز آزاديخواهي و حق طلبي نيست که اينگونه بغض هاي بدخواهانش فوران نموده و همچنان چشم خود را بر حل اصولي مسئله بسته و در اقدامي سياسي و غيرحقوقي او را محکوم به مرگ نموده اند .
حال که مجالي براي قدرداني از زحمات اين عزيز مهيا نگشته و شايد در ذهن ، او را آنچان که شايسته ستودن است ستوده ايم ، به عنوان شاگرداني که روزي دست نوازش معلمي چون او ، ما را بر آن داشت تا چشم بر ظلم و جور نبنديم و بيانديشيم و عمل کنيم ، بر خود لازم دانستيم که يکدل و همراه با ساير آزاديخواهان و آزادانديشان ، متفکران ، معلمان ، استادان ، دانشجويان و بخصوص معلمان عزيز کامياران اعتراض شديد خود را نسبت به ادامه بازداشت فرزاد کمانگر و حکم ناجوانمردانه صادر شده اعلام نموده و خواستار آزادي هر چه سريعتر اين معلم آزاده باشيم .
آخرين برگ سفرنامه باران
اين است : که زمين چرکين است.
دانشجويان و زندانيان سياسي اندرزگاههاي 7 و 8 زندان اوين
1- احمد قصابان
2- ابوالفضل جهاندار (پويا)
3- هدايت غزالي
4- صباح نصري
5- عباس خرسندي
6- حميدرضا محمدي(ماهان)
7- احسان منصوري
8- مجيد توکلي
فعالان حقوق بشر
2
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط عدالت مرده
|
درخواست سه دانشجوی دربند دانشگاه امیرکبیر خطاب به هاشمی شاهرودی برای انتشار کل مندرجات پرونده نشریات
افسوس و صد افسوس که حکم 20 صفحه ای قاضی جوادی، در پی اوامر نیروی امنیتی به حکم بدون توضیح و مفتضحانه قاضی ساعدی تبدیل شد. حکمی که تعداد معدود کلمات آن خود بهترین نشان بر ناعادلانه بودن آن و ناتوانی قاضی در اثبات مدعای خویش است، ادبیات حاکم بر حکم تجدید نظر خود بهترین مدعاست که حکم تحت فشار صادر شده و قاضی ساعدی نیز تلاشی بر ارائه استدلال برای اعلام چنین رایی ننموده است. عملکرد قاضی ساعدی جدا از حکم شرم آوری که بهترین سند برائت و موجب سربلندی ما است، با صدای رسا مخالفت مسئولان قضائی را با استقلال و عمل به قانون قضات اعلام میکند تا از این پس قضات شجاع و مستقلی مانند قاضی جوادی رئیس شعبه 1043 دادگاه عمومی شجاعت آن را نداشته باشند که بر خلاف خواست و اراده نهادهای امنیتی قضاوت نمایند. حکم قاضی ساعدی چراغ سبز قوه قضائیه در برابر اعمال شکنجه و رفتارهای غیرانسانی و غیرقانونی، اعتراف گیری، پرونده سازی ... در بازداشتگاههاست. حکم قاضی ساعدی اعلام بی ارادگی و سرسپردگی قوه قضائیه در مقابل فشارهای پشت پرده و خواسته های خودسرانه و غیرانسانی برای اعمال هر چه بیشتر ظلم و جفا در حق منتقدان و فعالان سیاسی و مدنی است. البته سکوت و تسلیم و نهایتاً همراهی قوه قضائیه با وزارت اطلاعات از زمانی آغاز شد که ریاست کل دادگستری استان تهران آقای آوایی که مسئول پیگری موضوع شکنجه ها بود با اعلام اینکه مدرکی دال بر وجود شکنجه نیافته است، عملاً این مسئله را مختومه اعلام کرد. حال آنکه بررسی ایشان پنج ماه پس از بازداشت ما آغاز شده بود و هیچگونه نظارتی بر عملکرد بند 209 توسط قوه قضائیه وجود نداشته و ندارد و حتی درخواستهای مکرر ما برای بررسی موضوع توسط کارشناسان پزشکی قانونی عملاً نادیده گرفته شد و اساساً به شکایت ما رسیدگی نشد.
ادامه مطلب
2
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه ی سرگشاده متحصنین دانشگاه صنعتی سهند تبریز
خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز در ششمین روز تحصن خود نامه سرگشاده ای خطاب به وزیر علوم نوشتند که متن آن به شرح زیر می باشد:
بسمه تعالی
نامه ی سرگشاده ی متحصنین دانشگاه صنعتی سهند تبریز
خطاب به وزیر علوم، تحقیقات و فناوری
اکنون که در ششمین روز از تحصن قرار داریم، هنوز مسئولین دانشگاه ما پاسخگوی نیازها و خواسته های بر حقمان نیستند. دانشجویان معترض این دانشگاه در راستای اهداف برحق خود بیش از ۱۲۰ ساعت در ساختمان های این دانشگاه متحصن شدند؛ اما دریغ و افسوس که بیش از ۳ روز است که ریاست دانشگاه، دکتر چناقلو با بی تفاوتی با مسئله برخورد نموده اند. دکتر چناقلو پس از گذشت بیش از ۸۰ ساعت از اعتصاب غذای یارانمان و منتقل شدن ۱۷ تن به بیمارستان، هنوز پاسخگوی توهین ها، کوتاهی ها، اشتباهات و بی کفایتی های معاونان خود نیست. گویا آقایان مسئول، دانشگاه و دانشجو را که نزدیک به یک دهه مسئول آن هستند، جزء مایملک خود می پندارند.
چگونه است که معاون دانشجویی- فرهنگی دانشگاه به راحتی می تواند دانشجویان را مورد توهین، تحقیر و هتاکی قرار دهد؟
مگر نه این است که مسئول خدمت گذار مردم در جمهوری اسلامی، بایستی خود را در مقابل مردمش پاسخگو بداند؟
چگونه است که بیش از ۵ روز، جمعی افزون بر ۱۲۰ نفر حاضر شده اند شب خود را در هوای سرد و زمین سخت ساختمان های دانشگاه به روز برسانند اما ریاست دانشگاه دکتر چناقلو برای بررسی مشکلات این جمع حتی در بین شان حضور نیز نیافته اند؟
چگونه است که در فاصله ی چند ساعت، بیش از ۵۰۰ نفر از یک دانشگاه بسیار کم جمعیت، نامه اعتراض آمیزی علیه معاونت دانشجویی-فرهنگی دانشگاه امضا می کنند ولی هیچ مسئولی پاسخگو نیست؟
آیا جز این است که این جمع متحصنِ خشمگین، از توهین ها، تحقیرها و بی کفایتی های مدیران به ستوه آمده اند؟
آیا صدور احکام سنگین کمیته ی انضباطی با دلایل واهی چیزی جز بی اعتنایی مسئولین به آینده ی این عزیزان است؟
رئیس دانشگاه نه تنها در این مدت حتی پاسخ ما را نداده بلکه اقدام به اظهاراتی در رسانه های رسمی و قانونی کشور نموده اند، که مغایر با حقیقت خواسته های دانشجویان معترض و رخدادهای این چند روز تحصن در دانشگاه بوده است، تا بلکه بتواند از زیر مسئولیت های خود شانه خالی نماید. پس از گذشت این پنج روز، ریاست دانشگاه دکتر چناقلو، همچنان جوابگوی عملکرد ضعیف معاون دانشجویی-فرهنگی خود نیست؛ در حالی که خواسته اصلی جمع متحصن استعفای ایشان است.
جناب آقای وزیر، ما به عنوان جمع متحصن، از شماو دیگر مسولان ذیربط کشوری خواستار رسیدگی و پیگیری هر چه سریعتر مشکلات حاکم بر دانشگاهمان هستیم. ما دانشجویان متحصن خواستار اتخاذ تصمیم مناسب و مقتضی از سوی شما هستیم تا مشکلات ناشی از بی فایتی مسئولان دانشگاهمان حل گردد.
و من الله توفیق
دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز
رونوشت :
نهاد ریاست جمهوری اسلامی ایران
دفتر معاونت سیاسی استانداری آذربایجان شرقی
دفتر ریاست دانشگاه صنعتی سهند
دفتر خبرگزاری های رسمی و روزنامه های کثیر الانتشار کشور
2
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط عدالت مرده
|
بنويسيد درد و رنج بخوانيد زندگي
بنويسيد درد و رنج ، بخوانيد زندگي
آنکه از رگ و ريشه آموزگار است همه چيز را تنها در ارتباط با شاگردانش جدي ميگيرد(نيچه)
به آن روزها فکر ميکنم ،
بايد معلم بچه هايي ميشدم که در کودکي درد و رنج بزرگسالي را به دوش ميکشيدند و در بزرگسالي آرزوهاي برآورده نشده کودکيشان را از فرزندانشان پنهان ميکردند ، معلم دختراني که با دستاني پر نقش و نگار سوي چشمشان را پاي دار قالي ميگذاشتند تا هنرشان زينت بخش خانه هاي ديگران باشد و مژده نان براي سفره خانواده .
معلم کودکاني که زاده رنج و درد بودند اما اميد و حرکت سرود جاري لبانشان بود ، کساني که سخت کوشي و سخاوت را از طبيعت به ارث برده بودند . آنها کسي را ميخواستند از جتس خودشان ، کسي که بوي خاک بدهد ، کسي که معني نابرابري و فقر را بداند ، رفيقي که همبازيشان شود و آرزوهايشان را باور کند . با آنها بخندد و با آنها بگريد . آنها يک دوست ، يک سنگ صبور ، يک هم راز ميخواستند که مثل خودشان بيقرار ساعتهاي مدرسه باشد کسي که به ماندن فکر کند نه رفتن .ديري نگذشت که در کنار آنها خود را نه معلم که محصلي ديدم که خيلي دير راه مکتبش را يافته بود .
کتابها را بستم که مبادا مرگ و نااميدي از لاي سطور سياهشان به حلقه شادي و دنياي آرزوهايشان رسوخ کند ، هر روز کلاس را به دست آروزها و روياها ميسپرديم و با داستانهاي مختلف صفا ميکرديم . همراه با " ماهي سياه کوچولو " اين بار نه از راه "ارس" بلکه از مسير سيروان درياي زندگي و حقيقت را جستجو ميکرديم . همراه با داستان " مسافر کوچولو " براي يافتن دوست به سفر ميرفتيم تا آنها لذت سفر را در رويا تجربه کنند و من با مردم بودن را در ميان آنها تمرين نمايم . هر داستاني را که ميخواندم نقش قهرمانانش را به آنها ميدادم غافل از اينکه هرکدام از آنها قهرمانان داستان پررنج و درد زندگي خود بودند . هر روز براي چند ساعت ، رنج نابرابري ها و درد ناملايمات را پشت ديوارهاي مدرسه به دست فراموشي ميسپرديم و روبروي هم مينشستيم . گرمي کلاسمان بوي نان گرمي بود که دسترنج پدر بود و مادر آن را در طبق " اخلاص و سادگي " ميگذاشت و به مدرسه مي آورد تا ظهر ، سير از ديدار هم ، کوچه هاي پر فراز و نشيب زندگي را براي انجام تکاليفمان بپيمائيم و تا فرداي ديدار هر کدام به دنبال مشق و تکليف زندگي پي راه خود ميرفتيم .
"کاوه" با آن جثه نحيف اما استوارش نهار نخورده به جاي پدر بيمارش چوپان ميشد و غروب هنگامي که گوسفندان را به روستا برميگرداند ، مادر با لبخندي به پيشواز نان آور خانه ميرفت تا خستگي کاوه و کرم طبيعت را برکت نام دهد و از پستانهاي گوسفندان بدوشد و براي فروش راهي شهر کند و کاوه سرمست از رضايت مادر لبخندي ميزد و به کيف مدرسه و تکاليف فرداهايش چشم ميدوخت و لبخند زيبايش رنگ ميباخت.
و .... "ليلا" با آن چشمان پرسشگر و نگاهي که تا اعماق وجود فکر آدمي را براي جواب روياهايش جستجو ميکرد کيف مدرسه را که زمين ميگذاشت ، دوک نخ ريسي را برميداشت تا او هم کمکي کرده باشد به مادر ، براي يافتن نان فردا ، و دوک را همراه با آرزوهاي کوچک و بزرگش در دست ميچرخاند تا ته اش باريک شود چون رشته هاي لطيف خيال او و باز دوک را ميچرخاند و ميچرخاند تا شايد روزي دنيا به کام او و مادر تنهايش بچرخد .
و ... "فرياد" با ديدن تکه ابري به پشت بام خانه ميرفت و کاهگل آماده ميکرد تا مبادا چکه هاي باران قالي کهنه اشان را بي رنگ و رو تر کند . آنچنان مهارت يافته بود که همراه پدر پشت بام خانه هاي همه روستا را مرمت ميکرد تا چکه هاي باران مژده نان فردايشان باشد ، فقط گاهي ميماند از ميان سوز سرما و نان فردا براي باريدن باران و برف دعا کند يا نه .
و .... ياسر پس از مرگ پدر کار ميکرد تا جاي خالي او را پر کند و بتواند براي برادرش مداد رنگي و آبرنگ بخرد تا شايد آرزوي نقاش شدن خودش را برادرش برآورده کند .
و ... ادريس غايب فصل بهار کلاسمان هر روز با کوله باري بر دوش ، خوشحال از اينکه طبيعت او را از سفره گشاده اش نا اميد نکرده بود ، چند کيلو گياه براي فروش ميافت و به روستا بر ميگشت
و من نيز جريمه شده بودم تا هر روز بيقرار از نابرابريها و بيزار از آنچه تقدير و سرنوشت مي ناميدنش در برابرشان بايستم و بارقه هاي کم سوي اميد را در چشمانشان به نظاره بنشينم ، در برابر کاوه سرم را به زير مي انداختم و دفترش را از زير صورت آفتاب خورده اش که روي آن به خواب رفته بود بيرون ميکشيدم و زير ديکته نانوشته اش مينوشتم "چوپان کوچولو بيست هم براي تو کم است " و در کنار ليلا شرمنده از خستگي ديروزش ، دستان زبر و ترک خورده اش را در دست ميگرفتم تا لطافت دست فرشته اي را لمس کنم و قبل از اينکه حرفي بزنم نگاه نافذ و معصومانه اش هزاران سئوال را همراه داشت و من سکوت ميکردم ، و در کنار ادريس ، عاصي از تکليف دوباره فردايش دستان تاول زده او را مينگريستم و همراه او از پنجره به دور دستها چشم ميدوختم و او از رفتن بهار غمگين ميشد و من از رنگ پريده او .
و امروز با يک دنيا غرور ، خوشحالي ، بغض ، حسرت و کوله باري از خاطرات تلخ و شيرين به آن روزها فکرميکنم . روز معلم بود که گرانبهاترين هديه هاي زندگيم را آنروز از آموزگاران بزرگ زندگي ام دريافت نمودم ؛ ليلا ، سه عدد تخم مرغ ، ادريس ، دو کيلو کنگر ، دسترنج يکروزش ، فرشته ، دوشاخه آلاله کوهي ، ندا ، يک عروسک از چوب و پارچه ساخته بود و ياسر يک نقاشي
و براي اينکه آن روز را در خاطراتمان جاودانه کنيم قرار شد که آرزوهايشان را با مدادهاي رنگين نقاشي کننند .
کاوه در حالي که به پدرش فکر ميکرد بيمارستاني کشيد و زيرش نوشت اين بيمارستان مجاني همه بيمارهاي فقير دنيا را مداوا ميکند .
" فرياد " که هميشه آسماني صاف و بدون ابر نقاشي ميکرد تا ديگر دست و پاي کسي يخ نزند دوباره آسماني کشيد و تا ميتوانست خانه هاي زيبا و کوچک بر آن نقاشي کرد و زيرش نوشت اين خانه ها براي کساني است که خانه ندارند ، آسمان هم بزرگ و جادار است مثل زمين نيست که کوچک باشد و مجبور باشيم براي زندگي روي آن پول بدهيم در آسمان براي همه جا هست و من باز هم ميتوانم در آن خانه بکشم .
فرشته هم که هميشه براي خودش و خواهرهايش برادري کوچک نقاشي ميکرد اينبار به او گفتم که فرشته دنيا را از نو نقاشي کن بدون اينکه کسي تو را بخاطر دختر بودنت کم نبيند ، تو را مثل خودت و با خودت ببيند و او يک عالمه عروسک دخترانه کشيد که بدور دنيا دست گرفته اند و ميخواندند و ياسر مثل هميشه آرزوي پدرش را نقاشي ميکرد يک وانت آبي رنگ تا شايد در رويا پدرش کول بري نکند و قرار شد ياسر نيز سرزمينمان را از نو نقاشي کند بدون فقر و نابرابري ، بدون اينکه کول برهاي بانه ، سردشت ، مريوان و کامياران مجبور شودند براي جابجايي 10 کيلو چاي براي دوهزار تومان جانشان را بدهند ، او يک منظره زيبا از طبعيت کشيد که مردم مشغول کارند و زير آن نوشت " کاش ديگر مرگ به کمين نان نمي نشست " .
فرزاد کمانگر
فرعي 5 زندان رجائي شهر کرج - 8/2/87
- کول بران کساني هستند که براي مزد ناچيزي کالاي قاچاق را رو روي کول خود حمل ميکند . سالانه دهها تن از آنان بر اثر کمينهاي نيروي انتظامي ، سرما و تصادفات جاده اي جان خود را از دست ميدهند.
2
نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط عدالت مرده
|
۱۲۰۰ دانشجوی دانشگاه شیراز خواستار لغو احکام کمیته انضباطی شدند
خبرنامه امیرکبیر: ۱۲۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز با امضای نامه ای خواستار لغو احضاریه های کمیته انضباطی درجریان تحصن اسفندماه این دانشگاه شدند. در جریان تجمعات اسفندماه که بیش از ۱۰ روز و با حضور گسترده ی دانشجویان این دانشگاه برگزار شد، خواسته های دانشجویان، استعفای صادقی ریاست این دانشگاه، برگزاری انتخابات شورای صنفی به صورت آزادانه، برچیدن دوربین های مداربسته از سطح دانشگاه، آزادی نشریات دانشجویی، لغو فضای پادگانی و امنیتیِ دانشگاه و… اعلام شده بود. اما پس از تعطیلات نوروز ۳۰ نفر از دانشجویان این دانشگاه به اتهام ایجاد بلوا و آشوب در دانشگاه به کمیته انضباطی دانشگاه اخضار شده اند.
دانشجویان در این نامه سرگشاده عنوان کرده اند که ” احضار این دانشجویان جهت سرکوب حرکت های دانشجویی از طریق ایجاد رعب و وحشت رعب و وحشت و در راستای برآورده نکردن خواسته های به حق دانشجویان بوده است.”
همچنین دانشجویان این دانشگاه بنا به اعلامیه هایی که در سطح دانشگاه پخش کرده اند، تصمیم دارند که از شنبه، هفتم اردیبهشت تحصن خود را ادامه دهند ولی امروز، شنبه، با اطلاعیه ای که در میدان پردیس پخش شد، این تجمع بنا به قول های مسئولان استان و دانشگاه و جهت مذاکره با آنان به روزهای آتی موکول شد. دانشجویان اعلام کرده اند که اگر تا فردا، یکشنبه، این مذاکرات نتیجه ای در پی نداشته باشد و احضاریه های دانشجویان پس گرفته نشود، تجمع خود را به صورت نامحدود ادامه خواهند داد. در این بیانیه ها دانشجویان خواستار استقلال دانشگاه، عدم دخالت نهادهای بیرون در امور دانشگاه و … شده اند.
متن نامه سرگشاده دانشجویان
و باز هم لکه سیاه دیگری در کارنامه مدیریت دانشگاه شیراز…
مدیریت دانشگاه شیراز در راستای مقابله با تحصن دانشجویان در اسفندماه ۸۶ و جهت توجیه عملکرد ضعیف مدیریتی خود، پس از احضار ۱۱ نفر از دانشجویان به دادگاه کیفری، ۳۰ نفر از دانشجویان را نیز به کمیته ی انضباطی احضار کرده است. بی تردید احضار این دانشجویان، جهت سرکوب حرکت های دانشجویی از طریق ایجاد رعب و وحشت رعب و وحشت و در راستای برآورده نکردن خواسته های به حق دانشجویان بوده است. از این رو ما دانشجویان دانشگاه شیراز ضمن پافشاری بر خواسته های پیشین خود و اعلام حمایت از دوستان احضاریمان، خواستار لغو هر چه سریعتر تمام احضاریه ها و عدم پیگیری آن ها می باشیم. بی شک در صورت عدم لغو احضاریه های ذکر شده، حمایت خود را از دوستانمان ادامه خواهیم داد.
قابل ذکر است، جمع آوری امضاء برای این نامه همچنان ادامه دارد.
2
نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط عدالت مرده
|
رنجنامه ی پدر عباس خرسندی
نامه یک پدر بیمار و رنج دیده به حق طلبان جهان
این سوال برای هر کسی پیش می آید که از تمام جوامع حقوق بشری بخواهد که اگر انسانی به جرم دفاع از حقوق بشر و دموکراسی خواهی و حق طلبی به سیاهچال های اوین روانه شود چه کسی باید از حق قانونی و انسانی ایشان دفاع کند؟ این مساله در حالتی اتفاق می افتد که آزادی بیان و گفتار در هر کشور امری عادی و معمولی به حساب می آید اما در کشور ما از جرم های سنگین و مهم است که عباس خرسندی نیز از این امر مستثنی نمی باشد.
این مقدمه ای بود که بگویم عباس خرسندی: 52 ساله ساکن شهرستان فیروزکوه با دارا بودن مدارک عالیه تحصیلی که شامل اخذ فوق لیسانس علوم اقتصادی و لیسانس زبان انگلیسی از خارج کشور بوده و مدت زمان کوتاهی را نیز به عنوان استاد دانشگاه مشغول تدریس بود و چون نقطه مشترکی از لحاظ تفکرات سیاسی و ایده های اجتماعی با قوانین و ارزش های اجرایی رژیم نداشت خود را فارغ از مسائل مادی کرده و با انتخاب شغل آزاد فعالیت سیاسی خود را شدت بخشید تا اینکه اولین بار در تاریخ 7 بهمن سال 83 توسط ماموران وزارت اطلاعات از محل کار خود به جرم اقدام علیه امنیت داخلی دستگیر و روانه زندان شد و پس از 40 روز به قید وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد شد. دیری نپایید که مجددا در روز 18 شهریور 1386 ایشان به توسط مامورین اطلاعات جلب و روانه اوین شد.
او به مدت 50 روز در انفرادی 209 اوین محبوس بود و 6 ماه نیز در اندرزگاه 7 سالن 3 بلاتکلیف است. پس از دستگیری ایشان ، پیگیری های مستمر از طرف اینجانب و خانواده آقای خرسندی به همراه وکلای انتخاب شده و تایید شده از سوی قاضی پرونده به نام قاضی صلواتی انجام شد ولی هر بار با پاسخ های بی ربط از سوی ایشان رفع تکلیف شد.
در طی این مدت عباس خرسندی چندین بار به دادگاه احضار شد و تا کنون هیچ رای و حکمی برای ایشان صادر نشده است. در صورتی که می دانیم در هیچ جای دنیا کسی را بدون تشخیص جرم و گناه او را به مدت 8 ماه در زندان نگه نمی دارند و این کار غیر قانونی و ضد حقوق بشر می باشد.
گناه عباس خرسندی دفاع از حقوق مردم ایران در برابر ناملایمات و بی عدالتی ها بود.حقوقی که سالهاست در کشوری که در آن زندگی می کنیم پایمال می شود.
دولتی که خود را جمهوری اسلامی می خواند و ادعای برقراری عدالت عدل علی و حمایت از مستضعفین و مسلمانان جهان دارد هر گونه آزادی بیان و عقاید و اندیشه را از مردم ایران صلب کرده تا آنجایی که این شخص با تحصیلات عالیه دانشگاه به جای تدریس و ارائه تجربیات علمی خود به دانشجویان و محصلان تنها و تنها به دلیل آشنا کردن حقوق اعضای یک جامعه نسبت به خودشان و دولتشان باید در سیاهچال های رژیم عدل و داد جای گیرد.
شخصی که به مدت زیادی خود را فارغ از مسایل مادی کرده و با انتخاب شغل آزاد به مقام و جاه و قدرت پشت پا زده و فریاد حق طلبی مردم ایران را سر می دهد چرا باید اینگونه قربانی بی عدالتی شود.
عباس خرسندی تنها فرزند پسر اینجانب و عهده دار تامین هزینه های زندگی و درمانی من نیز بوده و اینجانب در سن 85 سالگی نیاز به سرپرستی و حمایت مالی و معنوی پسرم می باشم.در طول این 8 ماه من از دوری فرزندم بیمار تر و غمگین تر و رنجور تر شدم و بارها در بیمارستان بستری شده و برای تامین هزینه های زندگی با مشکلات فراوانی رو به رو شده ام. به همین دلیل از همه سازمان های مدافع حقوق بشر و عفو بین الملل و دیگر سازمان های مشابه تقاضای کمک می نمایم و تقاضا دارم که این سازمان ها برای دفاع از حقوق او با دادن نامه و بیانیه حمایت و پشتیبانی خود را از او اعلام نمایند و خواستار آزادی هرچه سریعتر فرزندم شوند.
او اکنون در زندان تحت فشار بوده و در حدود 15 کیلو از ورن خود را نیز از دست داده و با داشتن سابقه بیماری قلبی و زخم معده و سنگ کلیه در معرض خطر انواع بیماری ها قرار دارد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه 1100 امضايي مردم کامياران در دفاع از فرزاد کمانگر
ما جمعی از مردم کامیاران در یک عمل انسان دوستانه خواهان لغو بی قید و
شرط حکم اعدام برای فعال مدنی و معلم دلسوز فرزاد کمانگر هستیم و به این
طریق اعتراض خود را نسبت به حکم اعدام نامبرده اعلام مینماییم:
امضاء کنندگان این اعتراضیه : در ادامه مطلب
ادامه مطلب
2
نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت   توسط عدالت مرده
|
به بهانه آغاز سال نو/ زنداني سياسي ابوالفضل جهاندار
سوگواران را مجال بازديد و ديد نيست
بازگرد اي عيد از زندان، که ما را عيد نيست
عيد نوروزي که از بيداد ضحاکيان عزاست ،
هر که شادي ميکند از دوده جمشيد نيست
بيگناهي گر به زندان مرد با حال تباه
ظالم مظلوم کش هم تا ابد جاويد نيست
واي بر شهري که در آن مزد مردان درست
از حکومت غير حبس و کشتن و تبعيد نيست
به نام آزادي که به آن ايمان داريم و براي برافراشتن پرچم آن مبارزه ميکنيم ، به نام دموکراسي که پاسدار هميشگي آزادي است .
در زندان اوين ، همگام و يکدل با زندانيان سياسي سراسر کشور و هم آواز با
هفتاد ميليون ايراني که فرياد آزاديخواهي و عدالت طلبي سر داده اند در
حالي به استقبال سال نو ميرويم که دانشگاهها تبديل به پادگان و زندانها به
دانشگاه مبدل گرديده است .
انحصار طلبان هر گونه اعتراضات مدني و قانوني فعالان دانشجويي ، سياسي و
مدني را اقدام عليه امنيت ملي ناميده ، آزادانديشان را خرابکار و عوامل
بيگانه قلمداد ميکندد و خودسرانه به سرکوب آنان ميپردازند و با ايجاد فضاي
پليسي-امنيتي و تشديد فشار و خفقان سعي در عقيم سازي جريانات آزاديخواه و
طرفدار دموکراسي در سطح جامعه و بخصوص فضاي دانشگاهي دارند ، نگاهي اجمالي
به آمار برخوردها با فعالان دانشجويي در سال گذشته ، بيانگر اين واقعيت
است که بازداشت ، حبس ، تبعيد ، شکنجه و محروم ساختن فعالان سياسي از
ابتدايي ترين حقوق طبيعي و شهروندي به پديده اي معمول در کشور ما بدل گشته
است .
« در سال گذشته 73 نشريه توقيف و 7 انجمن اسلامي منحل گرديد . 249 دانشجو
بازداشت . 6 اخراج ، 172 دانشجو تعليق گرديدند و 670 نفر به کميته انضباطي
احضار شدند و متاسفانه يکي از دانشجويان به نام ابراهيم لطف اللهي به طرز
مشکوکي در بازداشتگاه به قتل رسيد .»
آمار فوق بيانگر اين واقعيت است که اعلاميه جهاني حقوق بشر ، اين تنها سند تاريخي -
انساني که دست آورد تاريخ تمدن و تکامل بشري است به طور گسترده اي در کشور
ما نقض ميشود و به حريم مقدس آزاديهاي فردي - اجتماعي همگان تجاوز ميشود و
متاسفانه هيچ اقدامي به منظور جلوگيري از اين اقدامات ددمنشانه ديو
استبداد و خودکامگي صورت نمي پذيرد .
طبق اصل 156 قانون اساسي قوه قضائيه بايد پشتيبان حقوق فردي و اجتماعي و
مسئول تحقق بخشيدن به عدالت و عهده دار وظيفه گسترش عدل و آزاديهاي مشروع
باشد . از دوران باستان تا کنون ، وظيفه دستگاه قضائي و حقوقي ، دادگري و
تامين حقوق از دست رفته و پايمال شده افراد در چار جوب حقوق مدني و کيفر
عادلانه مجرمان و رهايي بيگناهان در زمينه حقوق جزايي بوده است ، قضات
بايد روح قوانين را درک کنند و بدون استثناء ، به تمامي افراد در رسيدن به
حقوقشان ياري رسانند و به قول مونتسکيو «قاضي دهان و زبان قانون است و
نبايد مانند ماشين بدون فکر و احساس يا مانند طوطي مقلد عمل نمايد»
متاسفانه کساني ما را به نقض قانون متهم ميکنند که در طول مدت بازداشت به
کرات قانون اساسي و حقوق شهروندي را در مورد متهمان نقض نموده اند و در
دادگاههاي فرمايشي خود ، احکام متهمان را به قاضي پرونده ديکته نموده و در
صدور راي قضات اعمال نفوذ مينمايند و افسوس و صد افسوس که اين فرياد تظلم
خواهي زندانيان ستمديده به گوش کسي نميرسد .
به راستي بدا به حال آنان که کينه ورزانه ، مغرضانه ، شتابزده ، بدون
پشتوانه عقل و منطق ، بدون سواد و دانش علم حقوق ، و بدون حضور وجدان بر
کرسي قضاوت مينشينند و با قضاوتهاي ناعادلانه خود ، ساحت مقدس عدالت را
بيش از پيش به لجن زاره ظلم ، قضاوت ، قساوت و شقاوت مي آلايند .
هم ميهن ، هر چه ديديم نا حساب ، هر چه شنيديم نا حساب و ظلم و شقاوت بي
حساب ، حق نداريم در برابر ظلم و بي عدالتي نسبت به همنوعان سکوت اختيار
کنيم و خود را يک بي پناه بنماييم .
هموطن ،
اگر قفس نميشکني ، به عبث آوازه خوان چنين باغي نيز مباش ،
سر به بهانه در اين گنداب فرو نکن و به تعفن اين مرداب خو مکن .
هم ميهن ،
ما نبايد از زندگيمان افسانه اي بسازيم و تحويل نسل آينده بدهيم ، بايد
واقعاً آينده را بسازيم ، دست در دست هم ، يکبار براي هميشه ، ريشه فقر ،
فساد ، فحشا را که ريشه در استبداد کهن اين مرز و بوم دارد را ريشه کن
نماييم .
هم ميهن ،
حال را ميشود با درد گذراند ، اما تصور دردآلود بودن آينده و دوام بدون
دگرگوني حال ، انسان را از پا در مي آورد . همراه و يکدل با تمامي
ايرانيان آزاديخواه ، نگذاريم اينچنين بي مهابا به حريم مقدس آزادي و حقوق
بشر ايراني تجاوز شود تا همگي با هم فارغ از هر نژاد و زبان و قوميت از
حقوق شهروندي و اجتماعي برابر برخوردار شويم .
در پايان با يادآوري اين نکته که بي ترديد تمام کساني که رو به سوي يک قله
و دل در گرو يک هدف متعالي دارند ، حتي اگر راههاي مختلف را انتخاب نمايند
، سرانجام در لحظه موعود به هم ميرسند .
از تمامي هموطنان عزيزم که قلبشان به عشق آزادي ايرانيان و آبادي ايران
ميتپد خواهشمندم در سال جديد نيز تمام زندانيان سياسي را فارغ از هرگونه
گرايشات فکري از ياد نبرده و بکوشند ضمن ديدار با خانواده هاي آنان ، قوت
قلبي براي اين عزيزان دردمند باشند .
تمامي الفاظ جهان را در اختيار داشتيم و آن نگفتيم که به کار آيد
چرا که تنها يک سخن ، در ميانه نبود : آزادي !!!
ما نگفتيم ، تو تفسيرش کن
به اميد آزادي ايرانيان و آبادي ايران
هرروزتان نوروز ، نوروزتان پيروز
اابوالفضل جهاندار (پويا)
مدير سايت خبري پويا نيوز
عضو سابق انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي
عضو شوراي عمومي دفتر تحکيم وحدت
زندان اوين - اندرزگاه 7 سالن 3
2
نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه دانشجويان زنداني به مناسبت سال نو
فرا رسيدن
عيد خجسته و سراسر سرور نوروز ايرانيان و تحليل روزهاي سرد زمستان و ايام پرنشاط بهار و تعويض پوشش عريان و سرد زمستاني به
جامعه شکوفه و گل و طالب
نور بهاري بر پيکر طبيعت ، طبع آدمي را به حسن و کلام آدمي را به طرب ميکشاند تا شادباش نوروز حامل تازگي باشد و طراوت ببخشد
و از سنت ايرانيان تقدير
يکساله را از چند صباح آغازين حاصل نمايد و به همنشيني و همصحبتي ، همدلي رقم زند و اميد پيروزي و موفقيت را با درکنار هم
بودن معنا بخشد و از تلخي
ها و سختي هاي ديروز در حلاوت بخشيدن به فردا بهره برد.
جامعه ايران در سال 86 ايام تلخي را سپري کرد ، سالي که بر آزادي و دموکراسي بسيار جفا رفت ، اخراج اساتيد و دانشجويان از
دانشگاه ، توقيف روزنامه
ها و نشريات ، جمع آوري کتب از کتابخانه ها ، پر شدن زندانها از آزادانديشان ، تيعيد انديشمندان ، سانسور شديد رسانه اي
، تبديل رسانه ملي به
مونولوگ حاکميت ، تاخت و تاز خردستيزان در ساحت علم و دانش ، حريم دانشگاه ، محدوديت ظرفيت دموکراسي و سرکوب نهادهاي مدني
در ايران ، افزايش قدرت
انحصارطلبان اقتدارگرايان در حاکميت ، استقبال حاکمان از جنگ و جنگ افروزي ، افزايش تحريم ها و فشارهاي بين المللي ،
نابساماني اوضاع اقتصادي ، دامنه دار شدن فقر و
شرايط بد معيشتي مردم ، شدت يافتن فساد و تبيعض ساختار
بيمار حاکميت تهديدات فراواني را متوجه جامعه در حال گذار ما ساخت و با گوشزد کردن خطر سقوط اخلاق ، شواهدي از فروپاشي
اجتماعي و اقتصادي را بيان
مينمايد ، که بي ترديد ايران را در آستانه وضعيت بحراني قرار داده است .
سال 86 بر حقوق انساني چنان سخت گرفته شد که سخن از حقوق بشر نيز خطر بسياري ميطلبيد ، صدور احکام اعدام فراوان و فشارهاي بي
سابقه بر فعالان زن و
سرکوب فعالان اقليتهاي قومي و ديني به بهانه هاي واهي تنها گوشه اي از امور غيراخلاقي و غيرانساني صورت گرفته بود .
سال 86 همچنين سال تلخي براي قانونگرايي بود ، سالي که حاکميت سلايق
در دانشگاه حرمت دانشگاه و احترام
دانشگاهيان را شکست ، به تفسيري از قانون ، امنيت
حريم شهر را اسير تاخت و تاز خشونت طلبان ساخت و بازداشتها قدم در وهن قانون برداشت و احکام دستگاه قضا نمايان عدم استقلال
و اقتدار قضات و فقدان
عدل قضاوت بود و پايان سال نيز با انتصاباتي در نهاد قانونگذار و بي حرمتي به قانون حکايت از کينه و عداوت با قانونگرايي داشت.
ليکن افزايش شدت و سختي بر جنبش دانشجويي بر پختگي ايشان افزود و
جرياني که بيش از هر چه به افزايش آگاهي و
دانش اندوزي احتياج داشت در فرصت مناسبي
قرار گرفت ، فشارها بر تشکلهاي دانشجويي در سال 86 چنان بي سابقه بود که استمرار حيات فعاليت اين تشکلها در دانشگاهها ،
پيروزي فعالان دانشجويي و بهترين پاسخ به تماميت
خواهان و انحصار طلبان حاکميت بود ، احضارها
، تعليق ها ، ممنوعيت ورود و بازداشتهاي بيشمار دانشجويان در سال 86 از همان ابتداي سال چنان پردامنه و جدي آغاز
گرديد که حاکي از خشم وعصبانيت
فراوان حاکميت جمهوري اسلامي از دانشجويان بود .
بازداشتهاي دسته جمعي دانشگاههاي مازندران ، پلي تکنيک ، دفتر تحکيم
وحدت ، ادوار تحکيم در نيمه نخست سال و بازداشتهاي
متعدد فصل پائيز دانشگاههاي سراسر
کشور تا بازداشت دسته جمعي دانشجويان تهران در اواسط آذرماه و اواخر ديماه و بازداشتهاي اسفندماه دانشگاههاي شاهرود و شيراز
گوشه اي از بيش از 200 مورد بازداشت
دانشجويي سال 86 بود که اندک تلخکامي اش به درايت فعالان دانشجويي
حلاوت را در امور بعدي جنبش دانشجويي به بار آورد . گرچه برخوردهاي
بسيار شديد و رفتارهاي غيرانساني و غيراخلاقي در مورد بازداشت شدگان پلي تکنيک در ارديبهشت و خرداد 86 و تعدادي از
بازداشت شدگان آذرماه چون
سعيد حبيبي ، بهروز کريمي زاده و پيمان پيران صورت گرفت ، ليکن حمايتهاي فراوان جنبش دانشجويي از بازداشت شدگان و افشاي
شکنجه ها و فشارهاي فراوان بند امنيتي
209 مانع از بروز اينچنين رفتارهايي با عموم دانشجويان
شد که بي ترديد از مهمترين دست آوردهاي سال 86 جنبش دانشجويي ، عليرغم خواست ددمنشانه عده اي خاص در سرکوب دانشجويان ،
حد و تعديل برخوردها و بازداشت شدگان و آزادي
اکثر دانشجويان دربند بوده است که اميد است با
استمرار حمايتها و پافشاريهاي دانشجويان وضعيت مطلوبتري نيز حاصل گردد .
جنبش دانشجويي سال 86 همچنين شاهد فعاليتها ، شعارها و رفتارهاي
جديدي در کنار آرمانها و شعارهاي اخير جنبش
دانشجويي بود که گستردگي و هدفمندي آن در
دانشگاههاي مختلف بسيار نويدبخش بود و عليرغم برخوردهاي غيرعقلاني و غيرانساني بيشمار دستگاه حاکم توانست با استقامت خويش
پوچي هدف ترکه بيداد آزادي
ستيزان و خردگريزان را نشان داده و نويد موفقيت دانشجويان را در سال آينده دهد . موفقيتي که بي ترديد در گرو همنشيني و
همصحبتي هاي بيشتر گروههاي
مختلف دانشجويي در جهت حصول و همدلي عموم دانشجويان در حرکت به سمت آرمانها و اهداف جنبش دانشجويي مي باشد.
بنابراين اميد است با تامل و همراهي دانشجويان با
چشماني نقاد و ذهني نقاد . سال
نيکوتري بر جنبش دانشجويي رود . همراهي و حرکتي که همراه شدنش با نقدهاي عالمانه و منصفانه و با بستن راه سوء استفاده
دشمنان علم و دانشگاه مسيري معقول خواهد پيمود .
اميد است زيبايي بهار و طروت نوشدن ، در سال هزار و سيصد و هشتاد و
هفت بر نسل نويي از جامعه ما باب همتي را
بگشايد تا دانشجويان بر وظيفه اصلي خويش که
همانا آگاهي بخشي است فعل تحقق بنشانند تا در مسير تامين امنيت و رفاه و تماميت ارضي در لواي آزادي ، دموکراسي ، قانونگرايي و
حقوق بشر طراوت و زيبايي
را به جامعه ايران ارزاني دارند و اين حال و هواي بهاري را باميد تحويلي بهاري و استقرار زيبايي در طول سال تعقيب نمايند
در پايان نيز به نوبه
خود آغاز سال 1387 هجري شمسي را به عموم ملت ايران به ويژه دانشجويان و آزاديخواهان تبريک ميگوييم .
به اميد موفقيت و پيروزي - زندان اوين
احسان منصوري
مجيد توکلي
احمد قصابان
2
نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت   توسط عدالت مرده
|
حمايت دانشجويان زنداني پلي تکنيک از فرزاد کمانگر وساير زندانيان مدني
دير زماني نيست که خبر تاسف آور صدور حکم
ناعادلانه اعدام عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار از حضور چکمه خشونت و ساحت عقلانيت
خبر داد و کينه و انتقام را بر انسانيت سوار گردانيد که خبري ديگر از خيل پرشمارتر
شده احکام عجولانه دستگاه قضاء جمهوري اسلامي ايران بر اعدام فرزنداني ديگر از اين
خاک ، رنجوري خاطر در اين ايام را دوچندان ساخت .
صدور حکم اعدام فرزاد کمانگر و يعقوب مهرنهاد
از فعالان مدني جامعه ايران در اين روزها که تيغ کينه خيره سران و تندروهاي حاکميت حريم دانشگاه را حرمت شکسته و
فعالان اجتماعي به ويژه جنبش زنان را اسير راهروهاي دادگاهها و سلولهاي زندانها
ساخته است مايع تاسف و ناراحتي مضاعف گرديد .
عجيب نيست جرياني که با بازداشت دانشجويان و
فعالان اجتماعي در چند مدت اخير چهره اي پادگاني به نمايش گذاشته است ، نويسندگان
که سلاحشان قلم است را به جرم صاحب قلمي محارب و حامل سلاح بداند و تفاوت سلاح جان
ستان و قلم آگاهي بخش را نداند ولي رسالت قضاوت مي بايست با تکيه به روح انسانيت و
منش اخلاقي غالب فطرت آدمي ، ملاکش را حقيقت قرار دهد و درگير بازيهاي سياست نگردد
و چه خوب است در حالي که گزارشهاي نهادهاي بين المللي و اظهارات وکلاي اين فعالان
مدني تاکيد بر وجود شکنجه هاي فراوان و فشارهاي ناهنجار در طول دوران بازداشت و
طولاني اين افراد بويژه فرزاد کمانگر ، علي حيدريان و فرهاد وکيلي داشته است
مسئولان قضائي با دقت بيشتر به رسيدگي اتفاقات رخ داده مي پرداختند .
بهرحال اگرچه حقانيت امر و واقعيت فعاليت فرزاد
کمانگر و يعقوب مهرنهاد جز با آزادي بي قيد و شرط مشمول جفا است ، ليک با توجه به
گفته هاي وکلا ، سازمانهاي حقوق بشري که راي صادره را فاقد وجاهت قانوني دانسته
اند و اندک شناخت ما از ايشان با آرزوي آزادي هر چه سريعتر اين دوستان خواهان نقض
حکم صادره و بررسي مجدد پرونده ايشان در دادگاه صالحه و بصورت علني و با حضور هيئت
منصفه اي صالح و عادل ميباشيم که بي شک دقت و حساسيت دستگاه قضاء ضامن سلامت و
حراست از جامعه و سيانت اخلاق و عدالت خواهد بود.
احسان منصوري
مجيد توکلي
احمد قصابان
زندان اوين - 28/12/86
فعالان حقوق بشر در ايران
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
رنجنامه خانواده سه دانشجوی در بند: نزدیک یک سال است فرزندان بیگناهمان در زندانند
خبرنامه امیرکبیر: خانوادههای مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری
سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر که با وجود تودیع وثیقه ۸۰ میلیون تومانی
همچنان مقامهای مسئول از آزادی آنان سر باز میزنند، با نوشتن نامهای به
رییس قوه قضائیه، رعایت قانون را در خصوص فرزندانشان خواستار شدند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، خانوادههای این سه دانشجو در
گذشته نیز نامههای متعددی را به رییس قوه قضاییه و دیگر مقامهای مسئول
نوشتهاند که متأسفانه تا کنون پاسخی دریافت نکردهاند. این در حالی است
که این خانوادهها در خصوص گرفتن اقرار همراه با شکنجه از فرزندانشان
شکایتی را تنظیم کرده و به هیات نظارت بر حفظ حقوق شهروندی ارائه کردهاند
که با وجود قول مساعد علیرضا آوایی رییس کل دادگستری استان تهران مبنی بر
رسیدگی به این موضوع تا کنون پاسخ قابل توجهی ارائه نشده است.
متن نامه خانوادههای مجید توکلی، احمد قصابان و احسان
منصوری که از پیگیریهای خود با وجود قول مساعد برخی از مسئولان ارشد قوه
قضاییه برای آزادی این دانشجویان نا امید شدهاند، به شرح در ادامه مطلب

ادامه مطلب
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه زنداني سياسي ابوالفضل جهاندار در حمايت از فرزاد کمانگر
نامه زنداني سياسي ابوالفضل جهاندار در حمايت از فرزاد کمانگر
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد / تو اهل فضلي و دانش همين گناهت بس
گويا خاکستر مرگ فضاي کشور را آکنده نموده و روزگاري است که حتي جوانهاي
عاشق نيز قدر گلها را نمي دانند ، روزگاري که خوب ها بد کشته مي شوند ،
حلاج ها بر دار مي روند و افسوس و صد افسوس که نداي حق طلبي آنها را کسي
نمي شنود گويا همه به بوي تعفن مرداب استبداد خو کرده اند .
در اين فضاي سکوت و خفقان حاکم بر جامعه بعد از ماهها بلاتکليفي پرونده ،
سر انجام دادگاه انقلاب در عملي وقيحانه و ددمنشانه حکم اعدام معلمي دلسوز
، انديشمند و وطن پرست وارسته فرزاد کمانگر و دو تن از هموطنان کرد زبان
را صادر نمود. طبق اصل 37 قانون اساسي اصل بر برائت افراد است و هيچ کس از
نظر قانون مجرم شناخته نمي شود مگر اينکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
نکته جالب اينکه علي رغم شکنجه هاي قرون وسطايي هيچگونه مدرکي دال بر مجرم
بودن فرزاد بدست نيامده اما به دليل عدم استقلال راي قوه قضائيه راي بر
اعدام ايشان صادر نموده اند، ظاهرا مسئولين قوه قضائيه فراموش کرده اند که
طبق اصل 126 قانون اساسي ، قوه قضائيه بايد پشتيبان حقوق فردي و اجتماعي و
مسئول تحقق بخشيدن به عدالت و عهده دار وظبفه گسترش عدل و آزادي هاي مشروع
باشد.
اينجانب ضمن محکوم کردن حکم ظالمانه بي دادگاه انقلاب از تمامي سازمان هاي
حقوق بشري ، فعالان سياسي ، دانشجويي و مدني و تمامي هموطناني که قلبشان
به عشق آزادي نوع بشر مي تپد تقاضا مندم تمام تلاش خود را در جهت نقض حکم
نا عادلانه به کار بندند
فعالان حقوق بشر در ايران
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه به رییس قوه قضاییه در خصوص وضعیت بازداشت شدگان خودسرانه سیاسی-عقیدتی
خبرنامه امیرکبیر: به ابتکار “کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه” جمعی
از فعالان سیاسی، فرهنگی، دانشجویی، کارگری و روزنامهنگاران به نمایندگی
از تشکلها و انجمنهای خود نامه سرگشادهای را به آیت الله هاشمی شاهرودی
نوشتند.
اسامی تعدادی از بازدداشت شدگان به قرار
زیر است:
حشمتالله طبرزدی- احسان منصوری- احمد قصابان- مجید توکلی-
منصور اسالو- سیدمهدی شیبانی- مصطفی علویجدایی (پزشک)- مجید اشرفنژاد-
یاسر پیرحیاتی- پیمان پیران- عفت قواعدی- آزاد رحمانی- عباس لسانی-
محمدصدیق کبودوند- بابک دادبخش- هانا عبدی- روناک صفارزاده- یاسر گلی-
عبید زارعی- محمود صالحی (فعال کارگری کرد)- فرهاد حاجیمیرزایی- عدنان
حسنپور (روزنامهنگار)- یعقوب مهرنهاد- ابراهیم مهرنهاد (زاهدان)- علی
حیدریان و فرهاد وکیلی و فرزاد کمانگر (حکم اعدام)
ادامه مطلب
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه انتقادآمیز بیش از ۵۰ نفر از دانشجویان محروم از تحصیل به احمدی نژاد
انتخاب شما به عنوان رییس جمهور نهم ایران قطعاً یکی از سخت ترین
دوران ها
را برای کشور، بالاخص جامعه دانشجویی، رقم زد. دورانی که فعالیت های
دانشجویی تحت شدیدترین فشارها، به سوی وضعیتی غم بار سوق یافت. امروز
ترکیب تشکل های دانشجویی به گونه ای است که همگی یا طرفدار سرسخت دولتند
یا اساساً جایگاهی برای انتقاد به شما ندارند. در این میان تنها نشریات
دانشجویی مجالی اندک برای دانشجویان مستقل بوده و کورسوی امیدی برای آنان
به جای می گذارد. اما متاسفانه خاطره غم انگیز انتشار چهار نشریه با لوگوی
جعلی که سبب گردید سه دانشجوی بی گناه پلی تکنیک، آقایان احسان منصوری،
مجید توکلی و احمد قصابان، با وجود صدور حکم تبرئه و پس از گذشت بیش از 10
ماه همچنان در بازداشت بمانند، هر مدیر مسئولی را دچار این تردید می سازد
که مبادا مطرح نمودن انتقادات تند و تیز نسبت به جنابعالی سبب شود که
نشریه وی نیز جعل گردد.
ادامه مطلب
2
نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
پاسخ دانش آموزان به نامه بابا آب داد معلم خود
ما خواهان آزادي بي قيد وشرط آموزگار دلسوزمان آقاي فرزاد کمانگر هستيم . ما از ستم ، از رنج ، از زندان ، از بايد ها و از هر که و هر آنچه تو را در بند مي کشد بيزاريم. ما از معلممان آموختيم براي آزادي و شرافت انسانيت فرياد بر آوريم ، زندگي را با تو ميخواهيم و ما با اميد به ورزيدن نسيم صلح و آزادي در هر کوي و برزن زين مرز و بوم صبحگاهان که گل هاي شقايق در بستري از خون تولدي ديگر مي يابند با خطي سرخ بر سينه سفيد دفترمان بنگاريم:
ادامه مطلب
2
نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
به ققنوس هاي ديار ما
نازنينم سلام ، روز زن است ، همان روزي که هميشه خدا منتظرش هستم .
در اين روز به جاي دستان مهربان تو ، شاخه گل نرگسم را آراسته خيال پريشان
تر از گيسوانت مي نمايم. دو سال است که دستانم نه رنگ بنفشه به خود ديده
است و نه عطر گل ياس . دو سال است چشمان بي قرار چند قطره اشک از سر ذوق و
خوشحالي است تو بهتر مي داني که همه روزهاي سال براي رسيدن به اين روز
لحظه شماري مي کنم اما امروز مانده ام براي اين روز چه هديه اي مناسب توست
آواز " مرا ببوس " يا آواز " باغچه پاشا "2 يا
شمعي که روشني بخش خاطراتمان باشد اما نازنينم نه صداي آوازم را مي شنوي و
نه مي توانم شمعي برايت روشن نمايم ، اينجا ارباب " ديوارها " شمع ها را
نيز به زنجير مي کشد شاعر هم نيستم تا به مانند آن " پير عاشق به کالبد
باد ، روح عشق بدمم تا نوازشگر جامه تنت باشد "3
نامه معلم اعدامي ، فرزاد کمانگر به مناسبت روز جهاني زن
ادامه مطلب
2
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
افشاگری سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر در خصوص نحوه تهیه فیلم «خط سیاه»
وضعیت آقای احمد قصابان در حین اعترافات تلویزیونی بسیار غیرطبیعی بود و
نشان از شکنجه های طولانی مدت داشت. به طوری که از فرط کم رمقی، در حین
اعتراف مقابل دوربین، چشم بند از دست وی رها می شد و به زمین می افتاد.
همچنین در حین فیلمبرداری احمد قصابان به شدت پلک می زد که گواهی بر
اضطراب شدید ایشان بود. از آن جا که افراد بازداشت شده اساسا دخالتی در
انتشار این نشریات نداشتند در بیان جزئیات به صورت آشکار به مطالبی خلاف
واقع اشاره می نمودند. به عنوان مثال آقای قصابان در این فیلم مدعی شد که
نشریات را در سلف مرکزی و در ساختمان ابوریحان توزیع کرده است، که با توجه
به مجهز بودن ساختمان فوق به دوربین مداربسته این مطلب قرین به واقع نیست.
همچنین به گواهی عده کثیری از دانشجویان، نشریات به هیچ وجه در سلف مرکزی
توزیع نشده است. یا در اعترافات آقای احسان منصوری در فیلم اخذ شده آمده
است که وی این 4 نشریه را در فرصت بسیار کوتاهی (حدود 5 دقیقه) صفحه بندی
کرده است که با توجه به حجم مطالب این نشریات این مسئله غیرممکن است.
ادامه مطلب
2
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
مجيد توکلي به خط سياه پاسخ ميدهد
"چو غرض آمد هنر پوشيده شد// صد حجاب از دل به سوي ديده شد" "چون دهد قاضي به دل رشوت قرار // کي شناسد ظالم از مظلوم زار"
طي چند روز گذشته از طريق برخي دوستان از شايعاتي مبني بر پخش فيلمي با عنوان خط سياه پيرامون اتفاقات دانشگاه امير کبير و انتشار نشرياتي جعلي در تاريخ 10 ارديبهشت 86 مطلع گرديدم .با وجود موانع و محدوديت هاي فراوان زندان جهت اطمينان دوستان از پوچ بودن برخي ادعاها ( که شايد هم ميزاني از آن پروده ذهنيت من و دوستان منتقل کننده مطلب از اين قوم باشد تا اصل مطلب ) و روشن تر شدن دوستان در مورد وجود ، يا عدم وجود اين فيلم توضيحات زير را جهت اطلاع دوستان اعلام مي دارم . اميد است در کشف حقيقت و رفع ابهامات عموم دانشجويان مفيد اثر واقع گردد .
مطالب و اظهارات اينجانب در مقابل دوربين و در بند امنيتي 209 در دو تاريخ 16 خرداد 86 و 31 تير ماه 86 به شرح ذيل صورت پذيرفته است .
ادامه مطلب
2
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
رنجنامه افشا گرانه خانواده های مجید توکلی،احمد قصابان واحسان منصوری
خانواده های مجید توکلی،احمد قصابان و احسان منصوری طی رنجنامه ای افشاگرانه خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی ،آنچه را که در زندان بر این سه دانشجو رفته است را آشکار نمودند.در این نامه که با گذشت ۸۰ روز از بازداشت این سه نفر نوشته شده است به آزارهای جسمی و روانی که در زندان رخ داده است اشاره شده و از قوه قضاییه درخواست پیگیر
ی این وضعیت شده است.
ادامه مطلب
2
نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
سوء استفاده مدیریت دانشگاه از انتشار نشریات موهن برای ادامه توقیف نشریات
از اردیبهشت ماه سال جاری پس از انتشار چهار شب نامه موهن با لوگوی نشریات
دانشجویی، مجموعه فرهنگی دانشگاه در حرکتی خلاف قانون اقدام به توقیف کلیه
نشریات دانشجویی این دانشگاه نمودند. البته در آن بازه شاید این حرکت با
توجه به فضای به وجود آمده توجیه پذیر می نمود. اما پس از گذشت بیش از ده
ماه از واقعه مذکور، مدیریت فرهنگی دانشگاه مسیری دیگر برای ممانعت از
انتشار نشریات دانشگاه در پیش گرفته است. به گونه ای که علیرغم درخواست ها
و تذکرات قانونی فراوان از صدور مجوز انتشار نشریات دانشگاهی خودداری می
ورزد. این اقدام مدیریت فرهنگی دانشگاه این شبهه را در اذهان ایجاد می کند
که گویا این مجموعه نسبت به اتفاق شوم اردیبهشت ماه به دیده یک فرصت
نگریسته و خواهان توقیف دائمی نشریات دانشگاه و جلوگیری از رشد آگاهی می
باشد. حال در چنین فضایی، ما مدیران مسئول نشریات دانشجویی با دادن این
هشدار که این خلاء فرهنگی قطعا عواقبی نامطلوب بر فضای فکری دانشگاه بر
جای خواهد گذاشت از حضرتعالی می پرسیم برای اذهان تشنه آگاهی دانشجویان،
چه باید کرد؟
ادامه مطلب
2
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
انتشار رنجنامه ای از طرف مادر منصور اسانلو
سایت آزادی و برادری متن نامه ای
را منتشر کرده است که مادر منصور اسالو، رئیس هیات مدیره ی سندیکای
کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه خطاب به مادران دانشجویان
دربند نوشته است. این نامه در ادامه مطلب آمده است.
ادامه مطلب
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
هیات نظارت پدر مرا به جرم عدم التزام و اعتقاد به دین مبین اسلام رد صلاحیت کرده است
آقای حیدری نمی دانم میدانی مجروح جنگی یعنی چه یا نه ؟ نمی دانم می دانی مسمومیت شیمیایی یعنی چه یا نه ؟ نمی دانم می دانی درد ناشی از تیر و ترکش یعنی چه یا نه ؟ نمی دانم میدانی بی خوابی فرزندی بر اثر سرفه های یک ریز پدر یعنی چه یا نه ؟ اگر نمی دانی بگذار برایت بگویم پدر من مجروح جنگی است ! آقای عزیز ! یعنی جانباز است همان واژه زیبایی که امروز برخی به واسطه آن به نام و نان و کام رسیده اند .پدر من بخشی از بدنش را به تیر و ترکش دشمن سپرده است تا امروز من و فرزندان شما سر بلند و سرافراز زندگی را به شادی و رفاه و خوشبختی نفس بکشیم . پدر من بهترین روزهای عمرش را با صدای مهیب خمپاره و گلوله سپر کرده است .
ادامه مطلب
2
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه اساتيد دانشگاه امير كبير به رئيس قوه قضاييه ، اين سه دانشجو را آزاد كنيد
به گزارش خبرنامه امیرکبیر ۷۸ نفر از اساتید دانشگاه
امیرکبیر با امضای نامه ای خطاب به هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه، ضمن
گلایه از برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان و دانشگاهیان خواستار آزادی
هر چه سریعتر سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر شده اند.
جمع آوری امضا برای این نامه از سوی اساتید، که به صورت
خودجوش انجام شده است، تاکنون تنها در ۳ دانشکده برق، مکانیک و ریاضی این
دانشگاه انجام شده و تلاش برای افزایش امضاها در ۱۲ دانشکده دیگر پلی
تکنیک ادامه دارد. تعداد اعضای هیئت علمی دانشکده های برق، مکانیک و ریاضی
حداکثر ۱۲۰ نفر است که ۷۸ نفر از آن ها این نامه را امضا کرده اند.
ادامه مطلب
2
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
این یک واقعیت است هرچند که درد ناک می باشد
اگر دیر شد ببخشید
در همان قسمت نظرات بنویسید در صورتی که امکان داشته باشد حتما سئوال های شما را پاسخ می دهیم.
منظور همان سه دانشجوی شکنجه شده امیر کبیر می باشد .
این تنها در حدود ۴ دقیقه از اولین جلسه ملاقات می باشد که هنوز ملاقاتها کابینی نشده بود
این واقعیت دارد زیرا قبل از اینکه حتی حکمی صادر شود به خانواده ها و فرزندانشان گفته شده که در صورتی که آنها ندامت نامه امضا نکنند و از رئیس جمهور طلب بخشش نکنند آنها را آزاد نخواهند کرد .البته این مطالب قبلا بارها گفته شده است وحتی در تابستان این مسئله باعث شد دانشجویان به انفرادی برده شوند که با مقاومت یک هفته ای و اقدام به اعتصاب کامل این موضوع دیگر در الویت نبود ولی در حال حاظر با توجه به صدور حکم تبرئه و مشخص شدن اینکه نشریات جعلی بوده اند .فشار به دانشجویان وخانواده ها زیاد شده است .
در خصوص تعهد موضوع از این قرار است که به خانواده ها گفته شده که شما و فرزندانتان باید تعهد بدهید که از هیچ شخص حقیقی یا حقوقی شکایت نخواهید کرد در غیره این صورت ..............
منتظر نظرات و سئوال های شما هستیم .
2
نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
نامه به ریاست محترم قوه قضائیه
از آن رو که اجاز ملاقات با جناب آقای شاهرودی را به خانواده ها ندادند و نمی گزارند که نامه ای به ایشان برسد این نامه را به صورت سر گشاد منتشر می کنیم.
ریاست محترم قوه قضائیه
جناب آقای شاهرودی
با اهدای سلام
حتما از پرونده دانشجویانی که در دادگاه عمومی برائت حاصل کردهاند خرسند شدهاید، زیرا سنت علیبن ابیطالب بر این پایه استوار است که هرگاه متهمی از دام اتهام رها میگردیده ابزار شعف میکرده است.اما متاسفانه باید خدمت جنابعالی اعلام کنیم که دستور دادرس دادگاه شما در موضع آزادی سه جوان دانشجو به مرحله اجرا درنیامده است.
حضرت آیتالله؛
جنابعالی به نیکی واقفید که تمایز دستور قضائی و توصیه اخلاقی در ضمانت اجرای آن است و الا دو صد گفته چون نیم کردار نیست. ما انتظار آن داریم که به پایمردی حفظ حقوق جامعه و در موضع حراست و نگهداری از اصول قانون و در راستای دفاع از حق مظلوم که دادگاه آن را تشخیص داده و اعلام داشته تعطیل و توقف رخ ندهد. بیگمان برای دستگاه دادگستری سرزمین ما وهنآور است که دستور دادرس در زندان که ضابط دادگستری و مکلف به اطاعت از تصمیمات قضائی است با امتناع و انتقاد مواجه شود اگر قرار بود که زندان تصمیمگیر سرنوشت پرونده باشد دادرسان را از زندانبانان انتخاب میکردند و به آنان پست قضائی اعطاء مینمودند.
بیگمان تصمیم جنابعالی در موضع استقرار نظم، حفظ حدود و ثغور صلاحیت و فعالیت اشخاص و تاکید بر استقلال و انفکاک قوه قضائیه بسیار موثر و مثمر است. تاخیر تاکنون نیز هیچ مهمل قانونی ندارد. بنابر مراتب از جنابعالی استدعا دارد در موضع قانونی و تکلیف عظیم دفاع از حقوق افراد اقدام شایسته نسبت به اجرای دستور دادگاه را به مراجع ذیصلاح ابلاغ و اعلام فرمایید.
با تهیت و انتظار اقدام سریع
خانوادههای دانشجویان زندانی منصوری، توکلی، قصابان
۲۲/۱۰/۸۶
رونوشت: جناب آقای آوایی، رئیس کل دادگستری استان تهران
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
دانشجویان امیر کبیر به حکم 4 ماه حبس اعتراض کردند
دانشجويان دانشگاه امير کبير احسان منصوري ، مجيد توکلي و احمد قصابان که پس از تبرئه از اتهام توهين به مقدسات و توهين به مقامات به چهار ماه حبس به اتهام نشراکاذيب به منظور تشويش اذهان عمومي از طريق انتصاب نشريات دانشجويي مورخ 10/2/86 در دانشگاه امير کبير به بسيج و نهادهاي امنيتي متهم شده بودند در اعتراض به راي اصلاحي شعبه 1043 دادگاه عمومي کيفري مجتمع شهيد قدوسي ، دادخواست تجديد نظر و لايحه اعتراضي خود را به شعبه1043 دادگاه عمومي ارسال نمودند.
در حالي که رياست دادگاه عمومي قاضي جوادي ، از پذيرش اعتراض محمد علي دادخواه وکيل پرونده دانشجويان دانشگاه امير کبير خودداري کرده است و اجازه ملاقات با موکلين جهت دريافت اعتراض ايشان و تحويل اين اعتراض به دادگاه را نيز صادر ننموده بودند ، احسان منصوري و مجيد توکلي با ثبت دادخواست تجديد نظر و لايحه اعتراض در زندان اوين در تاريخ 16/10/86 و ارسال آن به دادگاه ، از وکيل خود خواسته اند که در اعتراض آنها جهت تجديد نظر در حکم صادر شده و تبرئه از اتهام نشر اکاذيب پيگيري گردد .
در لايحه اعتراض منصوري و توکلي با رد اتهام نشر اکاذيب آمده است :
1- در طول دوران بازداشت اين اتهام مطرح نبوده ، تا در دادگاه عمومي به يکباره طرح گرديد.
2-طرح چنين اتهامي در دادگاهي که در پي يافتن عاملين انتشار بوده ، امري عجيب و غير معمول است .
3-قبل از بازداشت هرگز در صحبت ها يا نوشته ها خود مطلبي که مبين انتصاب انتشار نشريات به بسيج و نهاد هاي امنيتي بوده باشد را بيان نکرده ايم .
4-در اقاقير دوران بازجويي که زير فشار و شکنجه بوده نيز ما هرگز اين مسئله را عنوان نکرده ايم و اگر عبارتي نيز مشمول اين امر موجود باشد با رد اين اتهام که واهي بودن آن کاملا مرهون است از دادگاه خواهان ارائه مدارک و مستندات اين اتهام مي باشيم که هرگز چنين مدارکي ارائه نشده است .
5-آنچه که در شعبه 1043 دادگاه عمومي و در دوران بازجويي ها بوده است حدسيات و ذهنيات اينجانبان پيرامون انگيزه ها و توانايي هاي انتشار نشريات توسط گروه هاي مختلف در دانشگاه بوده است و نمي تواند مصداق نشر اکاذيب به منظور تشويش اذهان عمومي باشد .
دادخواست تجديد نظر به حکم دادگاه عمومي دانشجويان دانشگاه امير کبير به شعبه 1043 دادگاه عمومي و کيفري مجتمع شهيد قدوسي ارسال گرديد.
2
نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
شکایت نامه مجید توکلی در خصوص ضرب و شتم خود توسط مسئولین اندرزگاه ۸ زندان اوین
به نام خدا
دادستان عمومی و انقلاب تهران، سلام علیکم
در حدود ساعت ۱۵:۳۰ دقیقه روز چهارشنبه ۳۰/۸/۸۶ در محل افسر
نگهبانی اندرزگاه ۸ زندان اوین ، آقای رضا ضیائی معاون اندرزگاه ، به
اتفاق تعدادی از کارکنان ، در حضور رئیس اندرزگاه ۸ ( آقای بزرگ نیا ) به
اینجانب مجید توکلی یورش آورده و مرا شدیدا مورد ضرب و شتم و انواع هتاکی
ها قرار داده است .
با این توضیح که با اعلام انتقال آقای احمد قصابان به
اندرزگاه ۷ ، ایشان که جهت جمع آوری وسایل و لوازم شخصی خود و خداحافظی با
همبندیان به داخل اندرزگاه مراجعه نموده بود توسط انتظامات افسر نگهبانی
به نام عباسی که به سراغ ایشان آمده بود ، مورد توهین و هتاکی واقع و
ایشان را کشان کشان و با وضعیت فجیع به افسر نگهبانی برده و مانع جمع آوری
وسایل وی (پتو، لباس ، لیوان و غیره ) گردیدند ، که توهین و رفتار زشت شخص
مزدور ، مورد اعتراض آقای قصابان و اینجانب و تعدادی دیگر از همبندیان
قرار گرفت که ناگهان رضا ضیائی معاون اندرزگاه ۸ بدون هیچگونه مقدمه ای ،
به آقای احمد قصابان حمله ور شد و با ایجاد ضربات مشت و لگد و سیلی به سر
و صورت و سینه و سایر قسمت های بدن ایشان وی را از اتاق افسرنگهبانی تا
قسمت خروجی اندرزگاه ۸ کشانید.
اینجانب نیز که در این زمان در پشت پله های ورودی افسر
نگهبانی حضور داشتم ، از این اقدامات قانون شکنانه و حرکات غیر انسانی
ضیائی معترض و با رفتن به سمت ضیائی ، دست وی را گرفتم تا ضربات بیشتری را
به آقای قصابان وارد نگردد ولی ایشان به طرف من چرخید و حملا خود را متوجه
اینجانب نمود و در حالی که با رکیک ترین الفاظ ، من و آقای قصابان را مورد
توهین قرار می داد ، شروع به ضرب و شتم اینجانب نمود که من به رئیس
اندرزگاه معترض شدم که : ” این چه وضعی است ؟ ” ، ” چرا زندانی را میزنید
؟ ” ، ” شما حق ندارید کسی را بزنید ! ” که ضیائی - که دیگران مرا از دست
وی نجات داده بودند مجددا به سمت من یورش آورد و آقای حمید منزهیان ( سر
وکیل بند ) نیز مرا به سمت جلو و پله پائین تر افسر نگهبانی هل داد و فردی
که ملبس به لباس های خواص افسر نگهبانی بود ، مرا نگه داشت و با تندی و
فحاشی و با چند ضربه هل دادن گفت که مرا به بند خودم ببرند ، ولی منزهیان
باز مرا به سمت ضیائی هل داد و خود نیز چند ضربه به پهلو و پشت من زد از
آن به بعد ، ضیائی با شدت بیشتر و هر چه تمام تر ، مجددا ضرب و شتم را
آغاز و تا بیرون اندرزگاه ، چندین ضربه به صورت ( سیلی ) و پای من وارد
ساخت . جلوی درب چند تن از زندانیان شاغل در افسر نگهبانی به اسامی :
شاهرخ تبعیدی و دیگران ، بویژه مهدی معروفی ، به ضیائی کمک نمودند مرا زیر
زمین و جلوی درب اندرزگاه ۸ پرت کنند و در همان حال با کشیدن بر روی زمین
خیس و همزمان زدن لگد و ضربات مشت مشغول شدند و ضیائی در حالی که با زشت
ترین الفاظ ( که هریک مستجب حد قذف است ) مرا خطاب می کرد ، با ضربات مشت
و لگد ، مرا به سمت درب چپ اندرزگاه برده و از آنجا به پائین پرت کرد.
در این خلال من چندین بار زمین خورده و دمپایی هایم نیز از
پایم خارج و گم شده بود با این حال با این شرایط در قسمت زیر پله های
بیرون درب اندرزگاه قرار گرفتم و در چند لحظه ضیائی به آنجا آمد و چون دید
وی را تهدید به شکایت و کشانیدن موضوع به مرجع قضایی و میان آمدن پای
مسئول قضایی پرونده می نمایانم و اینکه باید پاسخگوی این اعمال باشد ،
مجددا مرا مورد ضرب و شتم و سیلی قرار داد که صدای سیلی های وی در محوطه
هوا خوری اندرزگاه به گوش زندانیان نیز رسیده بود و سرم را به دیوار کوبید
و مرا به زمین انداخت و مجددا روی زمین کشیده و با دست و پا انواع ضربات
را به من وارد آورد و دستگاه قضایی را به تمسخر گرفت و خود را مرجع همه
امور دانست و فقط زمانی که باران به شدت می بارید مرا با لباس خیس و بدون
دمپایی رها کرد . البته بعد از گذشت بی از یک ساعت به اتفاق آقای بزرگ نیا
که در طول درگیری حضور داشت دستوراتی را به حاضرین میداد و مرا نیز هل
داده بود مرا به داخل افسر نگهبانی و اتاق رئیس اندرزگاه برده و با صحبت
های طولانی و با سوئ تفاهم خواندن این اعمال ، خواستار مسکوت ماندن و حل
شدن مسئله در همان اتاق شدند که این جانب نیز موضوع را به زندانیان منتقل
ننمودم .
اینک ضمن تقدیم این شکوائیه و با عنایت به مراتب مذکور و با
ایجاد مشروح و رفتار خلاف قوانین و مقررات بویژه آئین نامه سازمان زندان
ها توسط معاون اندرزگاه ، تقاضای رسیدگی عاجل و شایسته و قانونی را دارم .
بدیهی است مشروح موارد و اقدامات آنان و شهود تعرفه اینجانب در مرجع محترم
قضایی مربوطه ارائه خواهد شد .
اینجانب پس از درگیری دچار آسیب های متعددی گردیدم که به شرح ذیل به طور خلاصه عبارتند از :
-پاره گی کنار چپ زبان به دلیل ضربات وارده به فک و صورت .
-درد شدید از ناحیه صورت و گونه ها و تورم انتهای مخصوص این قسمت ها به دلیل تعدد ضربات سیلی و مشت وارده به صورت .
-درد شدید فک و عدم توانایی حرکت آن به مدت ۲۴ ساعت که مانع از جویدن خوردن غذا نیز بوده و در فک تحتانی کماکان ادامه دارد.
-زخم های متعدد از جمله بریدگی و خراش در زیر گلو و پشت دست .
-ایجاد صرفه های خواست که در ۲۴ ساعت اول با خون همراه بود که به دلیل ضربات زانو به سینه ام ایجاد گردیده است .
-درد شدید در ناحیه شکم و مثانه و با موارد بالاتر از آن به دلیل ضربات لگد به این قسمت ها .
-کوفتگی شدید عضلات دست و پا و کمر به دلیل پرت شدن روی میز و پله ها و ضرباتی که توسط عوامل مذکور وارد گردیده است.
-درد شدید در ناحیه سر به دلیل کوبیدن سر به دیوار .
-ضرب شدید عضلات گردن ، بویژه در پشت آن به دلیل ضربات شدید .
-درد مضمن استخوانی به دلیل حضور طولانی مدت ( حدود ۲ ساعت ) در زیر باران و محیط آب گرفته ، بدون دمپایی و با لباس های خیس
-پرخاش های مکرر و بیان الفاظ رکیک که هر یک مستوجب حد قذف است و قلم از نوشتن و زبان از بیان آنها عاجز است .
-توهین های مکرر و تحقیر مداوم مغایر و منافی شئونات انسانی و دانشجویی اینجانب .
-طرح مسائل مرتبط با پرونده من در خلال ضرب و شتم که حاکی از قصد و نیت قبلی وی می باشد .
مانند : ” فکر کردی اینجا دانشگاه است ؟ ” ، ” فکر کردی
اینجا تریبون ؟! ” ، ” فکر کردی می توانی امنیت ملی را به خطر بیاندازی …
ولی امنیت من را نمی توانی به خطر بیاندازی ! ” ، ” امنیتت را به خطر
میندازم ” ، ” آقای انواری دوست ماست و به ما سفارش کرده بود که با شما
برخورد کنیم ولی ما نکردیم ” …
در پایان امیدوارم مسئولین ذی صلاح با برخورد مناسب با آقای
ضیائی و سایر عوامل در این حرکت زشت و غیر انسانی که موجب خدشه دار شدن
دستگاه قضایی گشته و خواهد شد اقدام و بدین ترتیب ، شرایط عدم تکرار
اینگونه افعال غیر قانونی و غیر انسانی را فراهم آورند .
مسائل متعدد رخ داده در طول حضور اینجانب در زندان چنان پر
فراز و نشیب بوده است که خواهان توجه خاص جهت حفظ جان اینجانب می باشم چرا
که ابتدایی ترین وظیفه زندان حفظ جان و سلامت زندانی است .
با تشکر از زحمات تمام عدالت پیشگان ، توفیق خدمت صادقانه را
برای جناب عالی و سایر همکارانتان در مسیر ایجاد عدالت قضایی و جلوگیری از
اقدامات قانون شکنانه و ظلم و اجهاف ضابطان قضایی خواستارم .
مجید توکلی
۲ آذر ۱۳۸۶
رونوشت:
۱-آیت الله سید علی خامنه ای ، رهبر جمهوری اسلامی ( جهت اطلاع )
۲-آیت الله هاشمی شاهرودی ، رئیس قوه قضائیه ( جهت اطلاع و رسیدگی )
۳-آقای دکتر حداد عادل ، رئیس مجلس ( جهت اطلاع )
۴-آقای هاشمی رفسنجانی ، رئیس تشخیص مصلحت نظام ( جهت اطلاع )
۵-رئیس کمیسیون قضایی ( جهت اطلاع )
۶-رئیس کمیسیون اصل ۹۰ ( جهت اطلاع )
۷-رئیس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد
۸-کمیته حقوق بشر اتحادیه اروپا
۹-سازمان عفو بین الملل
۱۰-سازمان دیدبان حقوق بشر
۱۱-کمیته حقوق بشر انجمن اسلامی پلی تکنیک
۱۲-آقای آقایی رئیس کل دادگستری استان تهران
۱۳-کمیسیون حقوق بشر اسلامی قوه قضائیه
۱۴-انجمن حمایت از حقوق زندانیان
۱۵-کانون مدافعین حقوق بشر
2
نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|
جزئیات بیشتری از شکنجه دانشجویان
فعالان حقوق بشر در ایران اقدام به انتشار جزئیات بیشتری از
شکنجه سه دانشجوی در بند، مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، که بیش
از ۶ ماه از بازداشت آن ها می گذرد، کرده اند. این شکنجه ها توسط تیم
بازجویی دانشجویان که در اردیبهشت ماه سال جاری دستگیر شدند و در بند ۲۰۹
زندان اوین بر آن ها اعمال شده است.
پیش از این خانواده این سه دانشجو در رنجنامه ای سرگشاده که
خطاب به رئیس قوه قضاییه نوشتند، به شرح برخی از شکنجه های اعمال شده بر
دانشجویان پرداختند. جزئیات شکنجه دانشجویان که توسط فعالان حقوق بشر در
ایران منتشر شده، به شرح زیر است:
این گزارش شرح وقایعی است که بر سه تن از دانشجویان دانشگاه
امیر کبیر، آقایان مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری در پشت درب های
بسته بازداشتگاه ۲۰۹ اطلاعات گذشت و نهایتا این افراد را مجبور به پذیرش
اتهامات ناروا نمود.
این افراد از تمامی راهکارهای قانونی برای استیفای حقوق
انسانی خود و رسانیدن صدای مظلومیت خود به مسئولان ذی ربط استفاده نموده
اند. اما متاسفانه عدم توجه مسئولان، این مجموعه را بر آن داشت تا مدعیات
این افراد را، که به کمیته به اصطلاح حقیقت یاب قوه قضائیه نیز گفته شده،
جهت تنویر افکار عمومی منتشر نماید.
۱- استفاده از چشم بند، به استثنای لحظات حضور در سلول
انفرادی، حتی برای رفتن به حمام و دستشویی. در تمام طول بازجویی ها نیز
چشم بند روی چشم بود و در حین نوشتن تنها به اندازه یکی دو انگشت اجازه
داده می شد چشم بند را بالا کشیده و از زیر چشم بند باید به پاسخ بازجویی
ها داده می شد.
۲- نگهداری دانشجویان در سلول چهار-پنج متر مکعبی که نور
کافی در آن وجود نداشت. این سلول به دلیل کوچکی، امکان هیچ گونه تحرکی در
آن وجود نداشته و فقط با یک لامپ کم نور به صورت شبانه روزی روشنایی اندکی
ایجاد می کرد که به علت حضور دراز مدت در سلول موجب کاهش بینایی شده است.
۳- عدم تماس با خانواده و یا هر گونه ارتباط دیگر و ممانعت از اطلاع بازداشت و حضور در بند امنیتی ۲۰۹ تا ۲۵ روز (مجید توکلی).
۴- طرح موارد بی ارتباط به پرونده، ایجاد ترس و هراس، تهدید
دیگران، تهدید به اعدام و فضا سازی های مرتبط برای باور پذیری این تهدیدات
۵- آزاد کردن و مشایعت تا بیرون درب ۲۰۹ و بازگرداندن مجدد به سلول انفرادی (احمد قصابان)
۶- قرار دادن فرد بین اعتراف و آزادی دوستان در برابر پایداری و شکنجه ایشان
۷- عدم رسیدگی مناسب پزشکی و یا بی توجهی نسبت به برخی موارد
پزشکی از زندانی در مورد اعتصابات نیز چنان بی توجهی صورت گرفت که وضعیت و
شرایط بحرانی ایجاد می شد (مجید توکلی) و این در حالی است که در شرایط
اعتصاب غذا احتیاج به مراقبت بیشتری وجود دارد.
۸- تلقین اتفاقات ناگوار، بیان تهدیدات مکرر از زبان نگهبانان به توصیه بازجو
۹- حرکت به صورت نشسته بر روی زمین در مسافت های طولانی و یا بالا و پائین رفتن از پله ها (اصطلاحا پا مرغی)
۱۰- بیان تهدیداتی شامل اخراج پدر و برادر از محل کار و یا برادر و خواهر از محل تحصیل با ارائه مدارک جعلی اخراج
۱۱- نگهداشتن به مدت طولانی در اتاق بازجویی، در وضعیت انتظار و اضطراب شدید بدون مراجعه بازجو
۱۲- ایستادن مستمر و طولانی بیش از ۸ ساعت حین بازجویی به
ویژه به منظور جلوگیری از خواب و بازجویی های طولانی (مجید توکلی و احسان
منصوری)
۱۳- فضا سازی در مورد بروز حوادث ناگوار برای اعضای خانواده
و پخش صدای ضربان قلب در طول شب در سلول (احمد قصابان) و ایجاد زوزه های
ممتد و ناله های خاص در طول شب
۱۴- انجام تنبیهاتی چون نشستن و برخواستن پی در پی، ایستادن
بر روی یک پا و نگهداشتن دست در بالای سر جهت خلاصی از بازجویی های، به
اصطلاح، فنی و ضرب و شتم شدید
۱۵- بیان حضور مادر و وابستگان نزدیک و دوستان در زندان و
شنیده شدن صدای گریستن یک زن از محلی در اتاق بازجویی به شکلی که ادعای
حضور مادر را تائید نماید.
۱۶- انجام بازجویی های خاص و ویژه به نام بازجویی های فنی که
در آن چند بازجو به صورت هم زمان (معمولا بیش از سه نفر) با کشیدن، هول
دادن، فریاد زدن در گوش، ضربات مشت و لگد و سوالات متعدد و متنوع به آزار
و اذیت دانشجویان می پرداختند که این مسئله در نهایت به بیهوشی دانشجو می
انجامید. (مجید توکلی)
۱۷- شکنجه دوستان در نزدیکی محل بازجویی به طوری که صدای ضرب
و شتم، مانند صدای کوبیده شدن سر دیگر دانشجویان به دیوار، به وضوح شنیده
می شد و حتی مواردی معدود حضور در شکنجه یکی از دوستان و پذیرش اتهامات به
منظور جلوگیری از ادامه شکنجه (حضور احمد قصابان در صحنه شکنجه مجید
توکلی).
۱۸- تهدید و بازداشت اعضای خانواده و دوستان به منظور اخذ اطلاع و ایجاد فشار
۱۹- تحقیر و توهین و گفتن ناسزا به طوری که روال عادی بازجوها بود
۲۰- بیان الفاظ رکیک و توهین های مکرر به ویژه نسبت به پدر و مادر (در مورد مجید توکلی بیشتر بوده است).
۲۱- تهدید به استفاده از ابزار و آلات غیر معمول به منظور
شکنجه از جمله شیشه نوشابه و تخم مرغ داغ. یا تهدید به تجاوز چه توسط
بازجو ها و چه از طریق قرار دادن در بند های خاص که بازجو عنوان می کرد.
۲۲- ضرب و شتم شدید در هنگام بازداشت و شدیدترین برخوردهای ممکن در حین انتقال به زندان (احسان منصوری)
۲۳- ضرب و شتم شدید، ضربات سیلی به صورت و پشت گردن و فرق سر
به تعداد زیاد طوری که آثار کبودی تا مدت ها به وضوح روی بدن دانشجویان
مشهود بود. همچنین ضربات مشت بر فرق سر، پیشانی و بازوها. لگد به پاها،
سینه و شکم به طوری که گاه در حین بازجویی این دانشجویان از حال رفته و بر
زمین می افتادند. پرتاب کردن زندانی و کوبیدن سر به دیوار.
۲۴- گرفتن مو و بلند کردن از روی زمین، زدن مشت و سیلی های
متوالی به صورت، پرتاب کردن به روی زمین و تکرار مجدد این کار (مجید توکلی)
۲۵- ایستادن بر روی انگشتان دست و پا و یا قرار دادن زانو بر
روی کمر و فشار شدید بر روی دانشجویان زندانی و همچنین قرار دادن خودکار
در بین انگشتان دست و فشار به دست. فشار بر دست دانشجویان به وسیله کفش
های آلوده بازجوها و زخم کردن انگشتان ایشان گاه موجب بروز عفونت شدید در
انگشت می شد (عفونت انگشت دست: احمد قصابان)
۲۶- قرار دادن پا بر روی سر و صورت پس از این که به واسطه
شدت ضربات دانشجویان بر روی زمین افتاده بودند. گاه در حین این عمل
رفتارهای بسیار زننده ای نیز صورت می گرفت. مثلا کثیفی ته کفش روی صورت
دانشجویان کشیده می شد به حدی که ادامه بازجویی ممکن نبود و برای تمیز
کردن سر و صورت دانشجویان به دستشویی انتقال داده می شدند تا سر و صورت آن
ها شسته شود. (مجید توکلی)
۲۷- بیدار کردن ناگهانی دانشجویان از خواب، دواندن ایشان
همراه با ضرب و شتم شدید که گاه منجر به بروز رعشه های ممتد و طولانی،
لرزش و لکنت زبان در دانشجویان می گردید که تیم بازجویی با خواباندن و
خوراندن آب، چای، شکلات و عسل سعی می کردند از حاد شدن این وضعیت جلوگیری
کنند (مجید توکلی)
۲۸- در طول بازجویی گاه شدت ضربات و ضرب و شتم به حدی می
رسید که به طور مکرر فرد از حال رفته و با آب قند، ماساژ شانه ها و… به
هوش می آمد و این امر گاه در طول یک بازجویی چند بار تکرار می شد.
۲۹- بازجویی های طولانی و ممانعت از خوابیدن که گاه این
بازجویی های طولانی و بدون وقفه به ۳۶ ساعت (مجید توکلی) و حتی به ۴۸ ساعت
(احسان منصوری) نیز می رسید. در حالی که بازجویی ها ۱۲ تا ۱۴ ساعت بیشتر
طول نمی کشید.
۳۰- بی توجهی به زخم های ایجاد شده موجب عفونت میشد که در
این موارد توسط بهداری جراحی صورت می گرفت (احمد قصابان). بی توجهی نسبت
به آسیب دیدگی های مفاصل و عضلات که در اثر نشستن و ایستادن طولانی مدت
حین بازجویی ایجاد شده بود. با این وجود تیم بازجویی فرد را مجبور به
نشستن و یا ایستادن طولانی مدت می کردند (مجید توکلی).
۳۱- پس از ضرب و شتم های صورت گرفته، همواره حداقل یک تا ۴
ساعت دانشجویان را در اتاق بازجویی نگه می داشتند تا آثار مشهود شکنجه از
بین برود. در مقابل خونریزی های دهان و لب نیز سریعا دهان شستشو داده می
شد (مجید توکلی).
۳۲- استفاده از صندلی برای ایجاد ضربات شدید به دانشجو (مجید توکلی)
۳۳- فشار دادن اشیاء نوک تیز، مانند کلید، به بدن، به ویژه سر.
۳۴- استفاده از شلاق (احمد قصابان) برای ضرب و شتم و تهدید به اخذ حکم تعزیر (شلاق) از قاضی
۳۵- نبود شرایط مناسب بهداشتی از جمله کثیف بودن موکت کف
اتاق و عدم وجود آب شرب و اجبار در استفاده از آب لوله کشی ۲۰۹ که آب چاه
می باشد.
۳۶- قطع تلفن و ملاقات با خانواده توسط بازجو و به منظور
اعمال فشار بر دانشجویان (پس از دو ماه از بازداشت اجازه تماس و ملاقات
صادر شد)
۳۷- انتقال مجدد به سلول انفرادی پس از انتقال به سوئیت جهت فشار و اخذ مطالب جدید
۳۸- حضور بازجو و یا نگهبان حین تماس های تلفنی (۱۰ دقیقه در
هفته) علاوه بر ضبط مکالمه جهت قطع تماس در صورت تمایل و همچنین حضور این
افراد در ملاقات های ۲۰ دقیقه ای که هفتگی بود. البته در نیمه دوم حضور در
۲۰۹ اجازه تلفن و ملاقات داده شد که به دلایل مختلف نیز از انجام آنها در
برهه هایی ممانعت به عمل می آمد
منبع : فعالان حقوق بشر در ایران
2
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت   توسط عدالت مرده
|